ترغیب مخاطب به مشارکت در شبکه‌های اجتماعی (هفته سوم شهریور)

موضوعات پیشنهادی هفته سوم شهریورماه توسط آقای سجاد بهجتی برای رای گیری به اشتراک گذاشته شد:

ترغیب مخاطب به مشارکت در شبکه های اجتماعی

موضوع هفته توسط آقای شفیع زاده اعلام شد:

ترغیب مخاطب به مشارکت در شبکه‌های اجتماعی

 جناب آقای محمدرضا بوزاری (امیدوارم نام خانوادگی شریفشون رو اشتباه ننوشته باشم) مبحث رو روشن کردند:

یکی از روش هایی که من استفاده میکردم و همیشه جواب میداد استفاده از کپشن های طولانی و سوالی بود که افراد زیادی با دیدنش میومدن و مشارکت میکردن و کامنت های طولانی قرار میدادن.

 جناب آقای بهنام کشانی از خوب‌های گروه در مشارکت نیز  اعلام کردند:

یکی از تجربیات بنده در ترغیب مخاطب به مشارکت درگیر کردن احساسات هست. بر اساس insight اینستاگرام خودم و مشتریانی که باهاشون کار می کنیم، هرجا که احساسات مخاطب درگیر شده بالاترین مشارکت را داشتند. به عنوان مثال بیشترین مشارکت در محتوا را در پیج خودم پست تسلیت که در مورد اتش گرفتن اتوبوس در سنندج بود داشته. البته متنی که نوشته بودم هم بسیار تاثیرگذار بود، چون با اینکه این خبر به اندازه مثلا سانچی همه گیر نشد، ولی تو پیج من مشارکت بیشتری داشت. پست را به عنوان نمونه میفرستم:

https://www.instagram.com/p/BlE-Zc3HF6u/

خانم صحرایی فرد هم اینگونه واکنش نشان دادند:

مثال خوبی بود اگر در زمینه فروش یک محصول/خدمات مثالهای موردی داشته باشید که چگونه توانستید در شبکه های اجتماعی مخاطب را ترغیب به مشارکت کنید ممنون میشم.

 آقای مرتضی گلستانی هم نظر خود را اینگونه گفتند:

پرسیدن یک سوال در انتهای مطلب معمولا خیلی موثر هست! ممکنه کاربر با مطالعه‌ی یک مطلب به راحتی از کنارش عبور کنه، اما اگر ازش سوال جالبی پرسیده بشه، معمولا اعلام نظر می‌کنه. که حتی در مراحل بعدی، این اظهار نظر خودش باعث تعامل بیشتر کاربرها میشه؛ به طوری که خود کاربران به خاطر اختلاف نظرهاشون شروع به بحث و گفتگو می‌کنن.

جناب نیما شفیع زاده هم نظرشون در خصوص نظر اقای گلستانی رو با یک ویس دادند که توجه شما را به این ویس جلب می کنم.

آقای یاور مشیرفر هم به ویس نیما اینگونه واکنش نشان دادند:

حدس می‌زنم از توئیتر بیشتر engagement دریافت می‌کنی تا لینکدین

 و جناب شفیع زاده هم اینگونه دوباره با ویس جواب دادند:

و آقای مشیر فر هم اینگونه پاسخ دادند:

می‌خواستم به عنوان کیس استادی به «اقتصاد تأثیر» اضافه‌ات کنم ها. البته تحلیل این شکلی هم کمک خوبیه. در واقع می‌خوام اسمشو بزارم: چگونه محتوای اینفلوئنسر باعث تولید UGC می‌شود؟

 آقای کسری فرخی‌نیا نظرشون رو اینگونه بیان کردند:

به نظر من یکی از روش های تاثیر گذار در ترغیب مخاطب به مشارکت روش گیمیفیکیشن هستش که میتونه خیلی مخاطب رو درگیر کنه، بسته به زمینه کاری شما بازی با کاربر میتونه طراحی بشه، به عنوان مثال اگر پیج شما در مورد عکاسی باشه یه پست درباره این موضوع که هر کس عکس خوب و هنری از طبیعت بگیره و تو پیج خودش بذاره و مارو تگ کنه و هر کس لایک بیشتر داشت اون برنده میشه و ...
روش دیگه مثلا ویدئو یک مسابقه بسکتبال را میذاریم داخل پیج و بعد به مخاطب میگیم وقتی توپ رسید به حلقه اسکرین شات بگیرید و داخل پیجتون مارو تگ کنید و هرکس بیشتر ویو و کامنت داشت جایزه میگیره . روش های زیادی برای این کار هست.

آقای امید فخار هم اینگونه نظردادند:

سلام و‌عرض ادب خدمت دوستان عزیزم، من هم گاها از روش مخالفت با نظر عامه مخاطبین استفاده میکنم،به طور مثال از محتواهای پربازدید جهت افزایش سین و کپشن طولانی و چالشی استفاده میکنم. به عنوان مثال :

https://www.instagram.com/p/BnbEWQfHmZA/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=l3l31s7de9s0

جناب آقای بهنام کشانی یک تجربه زنده رو به اشتراک گذاشتند (البته الان که شما دارید این متن رو می خونید این تجربه دیگه جون نداره):

دوستان الان اتفاق جالبي افتاد. يك همكلاسي قديمي با يك دايركت در اينستاگرام، عملا كاري كرد كه به خودم اومدم ديدم دارم براش كامنت ميذارم در صورتيكه در حالت عادي بعيد بود صرفا با ديدن پستش كامنت بذارم و نهايتا به يك لايك بسنده ميكردم. و ياد موضوع بحثمون در اينجا افتادم و گفتم با شما هم به اشتراك بذارم.

ترغیب مخاطب

آقای مینی حامید ( واقعا نمی دونم این اسم و فامیل رو درست نوشتم یا خیر، آقای حامید خودت اعتراف کن تا اصلاحش کنم اگر اشتباه است) هم اینگونه نظر دادند:

برای تقویت مشارکت اولین چیزی که باید بهش توجه کرد نیازهای محتوایی کاربره. اگر محتوایی که ارائه میشه با نیازها و علایق کاربر همخونی داشته باشه کاربر قطعا مشارکت می‌کنه توی بحث. برای مثال یک موضوعی که خود من با موضوع استخدام نیروی کار توی لیندکین منتشر کردم ۱۲۳ لایک گرفت. ۵۸ تا کامنت و حدود ۷ هزار بازدید. و باعث شد افراد زیادی زیر همین‌ پست از تجربیات بدشون در رفتار شرکت‌ها برای استخدام بگن.

دومین‌ چیز نوشتن کپشنه. کپشن رو باید سرگرم کننده نوشت و البته در اخر کپشن هم از کاربر سوال بپرسیم. یا بسته به مورد بگیم قضاوت با شما. همچین چیزی. کپشن باید مختصر و خلاصه باشه البته در موارد خاصی میشه از خاصیت استوری تلینگ تو کپشن استفاده کرد و کپشن طولانی نوشت. ولی خب نوشتن چنین کپشن هایی مهارت میخواد‌.

انتخاب عکس هم ممکنه توی تحریک کردن کاربر به مشارکت تاثیر داشته باشه. چون پست‌ها به خصوص در اینستاگرام توی اکسپلورر ظاهر میشه. این مورد رو خود من امتحان کردم و بازخورد فوق العاده ای داشته‌.

 جناب مشیر فر هم یک تجربه و نوستالژی رو به اشتراک گذاشتند:

شبکه های اجتماعی

یک نمونۀ خوب برای UGC از کاربر . «نوستالوژی دهۀ شصتی‌ها» که معمولا خیلی خوب جواب می‌ده.

 در دقیقه 5+90 آقای محمد صداقت گل دقیقه اضافی زد و همه را خوشحال کرد:

سلام خدمت دوستان متخصص؛ تهیه این متن حدود 2 ساعت زمان برده اما خوندنش حدوداً 6 دقیقه زمان میبره:

این متن ممکنه یه مقدار خشک باشه که ان شاالله به تری خودتون می بخشین: اما عوضش تخصصی و ریشه ایه و میتونه خیلی جاها بهتون کمک کنه و دید بده. برای اینکه مشارکت مخاطب در شبکه های اجتماعی رو داشته باشیم مانند: ری توئیت کنه، هشتگ ما رو بذاره، تو کمپین مون شرکت کنه و یه عالم درخواست های باشرمانه ی دیگه ی ما رو انجام بده، اول از همه مخاطب باید انگیزه داشته باشه. (از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است)

پس بیاین یه کم انگیزه رو از بعد روانشناسی بهتر بشناسیم که اصلا چی هست؟ چطوری فعال میشه؟ چه مدل هایی داره؟ کدومش بهتره و بیشتر به درد ما میخوره؟ اگه خوب فعال بشه چقدر میتونه کارایی داشته باشه و خیلی چیز میزهای دیگه...

خب مسلماً انتظار ندارین که من اینجا بتونم همه اینها رو توضیح بدم اما سعی میکنم یه مقدار در مورد ماهیت انگیزه بنویسم. در روانشناسی فرایندهایی که تلاش برای رسیدن به هدف را میسر می سازند، انگیزش نامیده می شوند. (اون خشکی هایی که گفتم از اینجا شروع میشه)

ککس و کلینگر(2002): انگیزش یعنی حالت های درونی موجود زنده که به برانگیختگی، تداوم و هدایت رفتار به سوی هدف منجر می شود.

استیزر و پورتر(1990) انگیزش را شامل 3 عنصر اصلی می دانند:

الف) نیروهای فعال کننده: نیروهایی در افراد هستند که باعث می شوند هر فرد رفتار مشخصی داشته باشد

ب) نیروهای هدایت کننده: رفتار را به سوی چیزی هدایت می کنند یا به عبارت دیگر انگیزش هدفدار

ج) نیروهای تداوم دهنده: رفتار انسانی را که در جهت دستیابی به هدف است، ضمن هدایت نیرو بخشیده و به آن تداوم می دهند.

نظریه های سایق: مفهوم سایق نخستین بار در سال 1918 به وسیله رابرت ووددورث معرفی شد. مقصود او از سایق نیرویی بود که جاندار را به عمل وا دارد. این نظریه را باید نظریه هل دادن در انگیزش توصیف کرد. رفتار به وسیله حالت های سوق دهنده درون انسان یا حیوان به سوی هدف ها هل داده می شود. به طور کلی، در نظریه های سایق چنین گفته می شود: هنگامی که یک حالت سوق دهنده ی دورنی برانگیخته می شود، فرد هل داده می شود تا رفتاری انجام دهد که آن رفتار به هدفی منجر خواهد شد که شدت حالت سایق را کاهش خواهد داد. دست کم در میان آدمیان رسیدن به هدفی که حالت سایق را کاهش دهد خوشایند و رضایت بخش است. از این رو گفته می شود که انگیزش تشکیل یافته است از:

الف) حالت سایق

ب) رفتار هدف گرا، که به وسیله حالت سایق ایجاد می شود

ج) رسیدن به هدف مناسب

د) کاهش حالت سایق و رضامندی و آسودگی به هنگام رسیدن به هدف

نظریه سایق فروید: فروید عقیده داشت که همه رفتارها با انگیزه هستند و هدف رفتار، ارضا کردن نیازهاست. از نظر فروید، سایق به صورت نوعی هشدار اضطراری وارد عمل می شود. رفتار ادامه می یابد تا اینکه سایق یا میلی که آن را برنگیخته است، ارضا شود. و اضطراب به عنوان نوعی واسطه عمل می کند تا تضمین نماید در صورت لزوم، رفتار روی دهد. فرد برای رسیدن به هدف، در سطح روانشناختی دچار اضطراب می شود و همین اضطراب است که جستجوی رفتار و در نهایت اقدام را منجر می شود.

پس تا اینجا فهمیدیم که برای انگیزه به یک نیروی فعال کننده نیاز داریم. اما این نیروهای فعال کننده چه چیزهایی می تونن باشن؟

خب اینجای بحث خودش خیلی خیلی مفصله که سعی میکنم به یه قسمت کوتاهش اشاره کنم. گروهی از روانشناسان نظریه ی غریزه انگیزش رو رواج دادند که زیربنای انگیزه رو غریزه میدونن و فهرست های مفصلی از غرایز ارائه شد. در ذیل سه کوشش اولیه برای ایجاد یک فهرست از غرایز رو تقدیم می کنم:

مک کللند (1961): مک کللند از همان غرایز اصلی استفاده کرد و آنها را برای نیازهای مهم فردی به کار برد. نیازهای مهم عبارت بودند از: نیاز به پیشرفت، نیاز به پیوندجویی، نیاز به قدرت

مک دوگال (1908): فرار، جنگ، تنفر، حفاظت، جفت گیری، جستجوی غذا، انباشت، سلطه پذیری، ادعا، کنجکاوی، ساخت، گروه دوستی

جیمز (1890): عصبانیت، ترس، شکار، زیاده طلبی، سازندگی، همدردی، تقلید، بازی، کنجکاوی، مردم آمیزی، پاکیزگی، خجالت/فروتنی، عشق

حالا اگه برای جلب مشارکت مخاطب، محتوای خودتون رو با یکی از غرایز بالا پیوند بزنین محتوای شما انگیزه لازم اولیه را به مخاطب خواهد داد. البته خیلی موارد دیگه هست که باید رعایت کنیم. طبق همین متن که تقدیم کردم باید به نیروهای هدایت کننده و تداوم دهنده هم فکر کنیم. ضمن اینکه جدای از این نکاتی که تقدیم شد موارد زیاد دیگه ای هم هست که همه باید کنار هم قرار بگیرن تا یک نتیجه ی مطلوب حاصل بشه.

یک تحلیل خیلی ساده از کمپین من هم هستم متعلق به شرکت دنت بر اساس آنچه گفته شد:

کمپین تبلیغاتی

شرکت دنت سال 92 کمپینی رو به نام من هم هستم راه اندازی کرد. شما باید در یک صفحه ی مشخص ثبت نام میکردین و شرکت دنت به ازاء هر ثبت نام مبلغ 1000 تومان را به بنیاد کودک اهدا میکرد و هدف این بود که 50000 نفر همراهی کنند تا مبلغ 50 میلیون تومان اهدا شود. اون سال ها فیسبوک خیلی رونق داشت و کانال اصلی هدایت این کمپین این شبکه اجتماعی بود. نتیجه این شد که طی 15 روز از شروع کمپین بیش از 50هزار نفر در این طرح شرکت کردند و در نهایت رقم 75 میلیون از طرف دنت به بنیاد کودک اهدا شد.

دنت

بعضی از غرایزی که میشه در این کمپین سراغ گرفت اینها هستن: نیاز به پیوندجویی، سازندگی، همدردی، مردم آمیزی، عشق

مخاطب با دیدن این کمپین بعضی از غرایزش مانند موارد بالا فعال میشه لذا طبق آنچه از فروید آوردیم دچار یه جور اضطراب میشه که اگه شرکت نکنه این اضطراب رو باید تحمل کنه لذا در جهت کاهش این اضطراب یا همون سایق که گفتیم حرکت میکنه بعد از اینکه این کار رو کرد اضطرابش کاهش پیدا میکنه و یه حس رضایت از خویشتن هم همراهش میشه حالا غریزه ادعا فعال میشه و تحریکش میکنه که این کاری کرده رو به دیگران هم اطلاع بده لذا در صفحه ی خودش هم این کمپین رو به اشتراک میذاره و این چرخه ادامه پیدا میکنه.

قطعاً خیلی چیزهای دیگه مثل شفافیت، آسانی در همراه شدن (ثبت نام آسان)، عینیت بخشی و... در این کمپین بوده که به موفقیتش کمک کرده که توضیحش از حوصله این متن خارج است.

ممنون که برای یادگیری خودتون 6 دقیقه وقت گذاشتین

نظر آقای محمد صداقت باعث شد که  یک نظر بدهم  و یک سوال داشته باشم:

این هفته هم مشارکت بالایی نداشتیم. با اینکه موضوع تولید محتوا توسط کاربر موضوع مهمی و قابل توجهی است، شاید یکی از دلائل  عدم مشارکت، نبود دانش و تجربه کافی در این زمینه باشد که خوب البته کار هم در ترغیب مخاطب به نوشتن کار سختی است و نیازمند این هستش که ما ضمن آشنایی با علوم رفتاری، روان‌شناسی و جامعه شناسی بتوانیم به تکنیک های ترغیب در حوزه بازاریابی، فروش و ارتباطات نیز مسلط باشیم.

نظر شما در خصوص این عدم مشارکت برای موضوع UGC ب چی می‌تونه باشه؟ لطفا نظرتون رو اعلام کنید.

و اینگونه با این مشارکت بی نظیر!! موضوع هفته به پایان رسید.

تقدیمی از طرف وب سایت ایران کانتنت مارکتینگ

 

دیدگاه های بازدیدکنندگان

بهنام کشانی 24 شهریور 1397 - 20:55 وبگاه

تشکر ویژه میکنم از شما جناب محمدی که زحمت این کار را می کشید که خلاصه مطالب را در سایت قرار می دهید.
بسیار از مباحثات لذت میبریم و تا جایی هم که در توان و دانشمون باشه مشارکت می کنیم.
به امید ارتقای سطح دانش و کیفیت محتوا های تولیدی به زبان فارسی.
بازهم ممنون

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.