ترغیب مخاطب به کامنت نویسی (هفته اول شهریور)

اول بگم که عید (عید غدیر خم) بر همه اعضاء گروه مبارک

موضوعات پیشنهادی هفته اول شهریورماه توسط آقای سجاد بهجتی برای رای گیری به اشتراک گذاشته شد. (دوم اینکه این جمله بالا یکم تکراری شده اگر جمله پیشنهادی دارید توی گروه اعلام کنید؛ خودم خسته شدم از این جمله موضوع پیشنهادی) موضوع هفته توسط آقای شفیع زاده اعلام شد:

ترغیب و تشویق مخاطب به کامنت نویسی

جناب آقای محسن سمسار پور چراغ مبحث رو روشن کردند🎬:

شاید اولین و ساده‌ترین راهش تموم کردن متن با یه پرسش چالشی باشه.

آقای سه سین که من نام و نام خانوادگی ایشون رو دوست دارم (سید سعید سرفرازی) از این هم کار را ساده تر کردند👌:

و باز هم از این ساده تر، باید 2 نظر با اسم افراد دیگر ثبت کنیم. یکی کاااملا بد و متوقعانه.. یکی هم یک نظر خوب و عالییی و زیادی خوب.. بعد اینجوری افراد رو ترغیب میکنیم که بیان و نظر بدهند

همراه همیشگی و باتجربه گروه جناب آقای یاور مشیرفر دو تا تجربه خوب و ساده رو بیان کردند:

ترغیب مخاطب به کامنت نویسی، تجربه از وبلاگ یا مطلب خیلی ساده و همه فهم بود یا خیلی پیچیده و سنگین و غیرقابل هضم، در هر دو صورت کامنت‌ها زیاد می‌شوند.

امیر ابارشی عزیز از خبره های سئو در گروه بیان کردند که:

به نظرم باید یک محرک ایجاد کرد، چون متاسفانه مخاطب ایرانی خیلی اهل کامنت نویسی نیست البته حق هم دارند چون پاسخ دقیق کم میشنوند. محرک هایی که من به نظرم میرسند:
۱. ایجاد چالش در اخر متن
۲. نوشتن یک کامنت منفی و اعتراضی
۳. دادن هدیه و امتیاز به ازای کامنت نویسی مانند سایت متمم.

اما یکی از گلهای اصلی رو جناب آقای محمد مهدی باقری زدند. 👏

برای تشویق مخاطب به یادداشت‌نویسی (کامنت‌گذاری) شاید این‌ها مفید باشد:
...............................................
۱. نوشتن دعوتی در داخل فرسته (پُست)

۱.۱. اگر درباره چه موضوعی بنویسیم، برای شما جالب است؟ همین زیر مطرح کنید.

۲.۱. به پنج نفرِ نخستی که در پای این صفحه، یادداشت مفید درج کنند*، کد تخفیفِ فلان پیشکش می‌کنیم.
* یا: خلاصه فرسته را در یک پاراگراف بنویسند
* یا: نقدی دقیق مطرح کنند
* یا...

۳.۱. کجای این نوشته برایتان جالب بود. آن تکه را کپی کنید و در پای صفحه درج کنید تا سلیقه شما دستمان بیاید.

۴.۱. این نوشته اگر با چه جمله‌ای پایان می‌یافت، بهتر بود؟ شما به ما بگویید.

۵.۱. در این نوشته یک غلط املایی هست. پیدایش کنید و نشانیِ سطرش را در زیر بنویسید. در تاریخِ فلان، یادداشت‌ها را آشکار می‌کنیم.
...............................................
۲. امکان‌های فنی

۱.۲. در پسِ نام یادداشت‌نویس‌ها اگر پیوندِ وبگاه یا وبلاگشان بیفتد، خیلی‌ها یادداشت واقعی یا الکی می‌گذارند، برای اعتبارسازی یا برای گرفتن بک‌لینک. البته صلاح‌دید برخی این است که این امکان باید غیرفعال باشد.

۲.۲. یادداشت‌های اخیرِ کاربران، در صفحه نخست وبگاه و در کادری توی چشم، نمایش یابد. ما اسمش را گذاشته‌ایم «انگشت‌رنجه‌های شما»

۳.۲. حتماً «مرا از پاسخ‌ها به دیدگاهم مطلع کن» را فعال کنیم. خیلی‌هایمان یادداشتی برای وبگاهی می‌گذاریم و بعد دیگر یادمان می‌رود برویم سر بزنیم که پاسخ یا واکنشی دادند یا نه.

۴.۲. برای هر یادداشت مفیدی که تأیید می‌شود، امتیازی در قلّکِ کاربر ثبت کنیم که در نهایت در خرید محصول از وبگاه کمکش می‌کند.

۵.۲. این ایده مدت‌هاست به ذهنم رسیده، اما نمی‌دانم چقدر عملی است: اصلاً چرا یادداشت‌ها باید «پس از» فرسته بیاید؟ اصلاً چرا همیشه نویسنده باید بالانشین باشد و همه، بقیه مخاطبان بروند زیرِ یوق او! هاهاها... .
خب یک بار و در یک وبگاه، بیاییم یادداشت‌ها را بالا بیاوریم و اصلِ نوشته را پایین. هان؟ کلاً جدید است و حس‌وحال خوشی به خواننده می‌دهد. حسابی هم منّتِ مثبت سرش می‌گذاریم که: «نظرهای شما مهم‌تر از نوشته‌های ماست! دو...دو...رو...دو...دور»
طرف صفحه را که می‌گشاید، ابتدا یادداشت می‌بیند و هی با کنجکاوی می‌رود پایین تا برسد به نوشته و دقیقاً همین «آشنایی‌زدایی» خیلی جالب می‌نماید، دست‌کم برای مدتی.
...............................................
۳. کارهایی پَسینی

۱.۳. تا می‌شود، برقی پاسخ دهیم! این یعنی رفتن به ورای انتظار مشتری. تصور همه از یادداشت این است که دست‌کم چند ساعت بعد واکنش خواهند گرفت، تازه اگر بگیرند.

۲.۳. به برخی یادداشت‌ها، پاسخ مفصّل بدهیم: هم آن شخص را وفادار می‌کنیم، هم حسادتِ مثبتِ بقیه تحریک می‌شود، هم ما را متعهد به درگیرشدن با مخاطب می‌شناسند.

۳.۳. «متمم»وار، یادداشت‌های مهم را بهانه کنیم برای فرسته (پُستِ) جداگانه.

۴.۳. به تک‌تکِ یادداشت‌ها پاسخی کوتاه بدهیم، البته نه کلیشه‌گون و «خیلی ممنون از لطفتان»وار.

۵.۳. به کسانی که یادداشت گذاشته‌اند، پاسخ دهیم و در آن «سؤالی» مطرح کنیم که باز بیاید در پاسخ به پاسخِ ما، پاسخی درج کند. بعدش، ما بیاییم و پاسخِ پرسشِ یادداشت را پاسخ دهیم. معما شد!
...............................................
۴. حرکتی اَنقَلابی!

گپ گروهی در پای صفحه وبگاه: در ساعتِ ۱۹ تا ۲۰ روز ۴شهریور۱۳۹۷، حضرت فلان‌زاده پای این صفحه می‌نشیند و هر یادداشتی گذاشتید، در لحظه پاسخ می‌دهد. همه حاضران نیز می‌توانند در این یک ساعت با همدیگر بحث کنند، اما فقط در قسمت یادداشت‌های این صفحه.

آقای آزاد بهرامی هم یک آدرس دادند:

مطلب جدید وبلاگ نوین هاب در رابطه با موضوع هفته: ۷ نوع سوال برای افزایش کامنت در اینستاگرام (http://bit.ly/2wqhcVD)

آقای محمد صداقت هم گل دوم رو زدند و با ارائه تجربه و دانش خودشون به طور عملی هم گروه رو به چالش کشیدند و انصافا جامع و کامل گفتند و بسیار هم مورد تشویق اعضاء گروه قرار گرفتند. البته تهش رو مثل این فیلم های پایان باز گذاشتند.... 👏:

سلام خدمت دوستان متخصص؛ برای تشویق و ترغیب مخاطب به کامنت گذاری این نکات به ذهن من میرسه که قبل از اینکه بخواهیم در مورد تکنیک ها و روش ها صحبت کنیم بهتره در این مورد صحبت کنیم که آیا جذب کامنت یک اتفاق است یا یک پروسه(روند)؟

در اینجا منظور از اتفاق و پروسه چیه؟

بعضی کارهای پیرامون ما به صورت اتفاق انجام میشن اما بعضی کارها به صورت یک روند و پروسه هستن.🤔🤔

مثلا اینکه شما بخواین یک چراغ رو روشن کنین این کار به صورت یک اتفاق انجام میشه یعنی به محض اینکه کلید رو بزنین چراغ روشن میشه به این معنا که از اقدام تا نتیجه تعداد کارها و زمان انجام اونها اونقدر کم هست که میشه ازشون صرف نظر کرد و بگیم که نتیجه مدنظر ما بلافاصله بعد از اقدام ظاهر میشه اما مثلاً درست کردن یک غذا دیگه یک اتفاق نیست و یک پروسه است. مثلا برای درست کردن جوجه شما باید از یک شب قبل مرغ رو توی پیاز و آبلیمو و سس مایونز و... بخوابونید، روز بعد منقل رو آماده کنید (که خودش یک پروسه است) جوجه ها رو به سیخ بکشین روی منقل قرار بدین و ضمن زیر و رو کردن منتظر بشین تا جوجه شما آماده بشه (شما هم مثل من گرسنه تون شد؟) خواهشاً فحش ندین...

میبینید اصلا قابل مقایسه با روشن کردن یک چراغ نیست و نکته مهم اینکه اگه در طی پروسه هر کدام از اقدام ها رو به درستی انجام ندین روی نتیجه نهایی شما تاثیر میذاره و بسته به اهمیت اون اقدام تاثیرش متفاوت خواهد بود و حتی ممکنه کلا نتیجه مدنظر به دست نیاد.

حالا مشکل اینجاست که خیلی اوقات برای موضوعاتی که باید به شکل یک پروسه بهش نگاه کنیم و راهکار بدیم، راهکارهای اتفاق گونه میدیم: این باعث میشه نتیجه ای که میگیرم خیلی عمیق و پایدار نباشه (ویژگی راهکارهای اتفاق گونه وابسته، سطحی و مقطعی بودن است و وِیژگی راهکارهای پروسه وار مستقل، عمیق و پایدار بودن است. که هر کدوم از اینها توضیح داره که از موضوع این بحث خارج است)

حالا به نظر شما جذب کامنت از طرف مخاطب یک اتفاق است یا یک پروسه؟

فکر میکنم احتمالاً شما هم با من هم نظر شده باشین که این کار یک پروسه است. اگرچه میشه راهکارهای اتفاق گونه هم داد و نتیجه هم گرفت اما این کجا و آن کجا؟

به عنوان شاهد مثال، من نمونه های زیادی سراغ دارم که پایان پست call to action خاصی استفاده نشده اما چندین هزار کامنت دریافت کرده مثلا نمونه ای رو سراغ دارم که یک پست بدون هیچ درخواستی برای کامنت 1400 تا کامنت گرفته اما پست قبلی و بعیدش زیر 500 تا کامنت گرفته یا نمونه ی دیگه ای که با یک کپشن کوتاه و بدون هیچ سوال یا درخواستی برای کامنت بیش از 3000 تا کامنت گرفته در صورتی که پست های قبلی و بعدی اصلا اینطور نیست. یا یکی از اینفلوئنسرهایی که اخیراً خیلی رشد کرده و ویدئوهای طنز تولید میکنه هر پستش بین 3000 تا 7000 کامنت میگیره در صورتیکه هیچکدام از تکنیک های گفتگو شده برای جذب کامنت رو انجام نمیده (اگه خواستین بگین تا این نمونه ها رو معرفی کنم)

اما برای اینکه در جذب کامنت نگاه پروسه وار داشته باشیم چه باید کرد؟

خیلی کوتاه اینکه:

1- مخاطب رو به کامنت گذاشتن شرطی کنیم. (چطوری خب؟)

2- روی انگیزه های درونی برای کامنت گذاشتن کار کنیم به جای انگیزه های بیرونی

3- فلسفه اصلی شبکه های اجتماعی رو فراموش نکنیم و مطابق اون، پروسه خودمون رو طراحی کنیم.

4- لیستی از call to actionها داشته باشیم و برای نتیجه بهتر در کنار پروسه ای که ایجاد میکنیم استفاده کنیم.

این راهکارها خیلی بیشتر از اینه و هر کدوم توضیح خاص خودش رو داره اما این متن من خیلی طولانی شد که ممکنه از فرصت شما عزیزان خارج باشه. بیشتر سعی داشتم که به این مسئله از زاویه ی دیگه ای نگاه کنم. اما اگه خوش تون اومد و ادامه بحث میتونست براتون کاربردی باشه اعلام بفرمایید تا اگه اکثریت موافق بودن ادامه اش رو بنویسم و با افتخار تقدیم کنم.

جناب اقای رامیل شهباز هم اینگونه گفتند:

نظر و دیدگاه جالبی دارید. معمولا پست‌هایی که مطلب طنز یا مشکلات و دردهای جامعه یا محتوای برانگیزاننده احساسات و عواطف دارن زیاد لایک و کامنت می‌گیرن. احتمالا این‌ها در روش شما جزو کامنت‌های اتفاقی دسته بندی میشن. مشتاقم بدونم روشی که مطرح کردید در زمینه‌های دیگه چطور جواب میده مثلا در مورد پست‌های فنی و تخصصی

آقای محمد افشار هم اینگونه بیان کردند (البته یه جور خاصی بیان کرده کاملا فارسی رو پاس داشته و اصلا به خودش سختی نداده):

سلام. اصلا اول باید این مشخص کنیم ک چ نیازی ب کامنت گرفتن داریم؟ برای جلب توجه بازدید کننده ها و این که نشون بدیم چقدر مردم ما رو دوس دارند؟! خب‌ اگر‌ این باشه ک ب نظرم اصلا راهکار خوبی نیست، ک به جرئت میتونم بگم هدف اکثر کسب و کارها اکثرا ایرانی ب این صورته! ک بگند ما چقدر بزرگیم،چقد مردم ما رو دوس دارند.
خب راه حل واس این جلب توجه:
کامنت های ساختگی هست- ی سایتی هست تو زمینه ای ک من فعالیت میکنم ۷۰ درصد صفحه کامنته فقط! جالبه این سایت رنک‌خوبی هم داره ولی اگر کمی هوشیار باشیم با دقت میشه فهمید ک کار خودشون هست. مثل اینکه مثلا سایت خود ahref-semrush در حالت اسپانسرشیب اینستا پستی ک پابلیش میکنند ی کامنت هم نمیگیره ولی یک نفر ی عکس کپی پیستی میذاره ب اندازه جمعیت شهرشون کامنت میگیره!
البته برای سایتشون هم همین صورته یا حتی سایت coppybloger مطلب میذاره ی کامنت یا دوتا میگیره (این اخریش الان چک کردم دو تا داشت) بعد بعضی سایتای ایرانی اندازه بازدید ماهانه کاربراشون کامنت میگیرن؛ ب نظر من این بحث، ی بحث فرهنگی است. اما در کل راه کامنت گرفتن اگر‌قرار باشه صورت بگیره باید:

1) نگارش و روانی متن: متنی‌ ک با پرسونای مخاطب نوشته میشه میتونه کامنت بگیره. البته تاثیر روایی گونه بودن هم پر رنگ تر میکنه این قضیه رو

2) تشویق کاربر ب نوعی ب کامنت دادن با دادن انگیزه ای مث پاداش یا تخفیف و... مثلا باشگاه مشتریان

3) این تضاد کامنت ها هم ب هر حال خوبه. مث ی سئو کلاه خاکستری یا ی Whacker

4) بخواهید از من مخاطب ک کامنت بذارم ک البته شیوه بیانش خیلی مهمه! صراحت یا در لفافه!؟ اصلا کدوم کامنت برای ما مهمه؟

5) مقاله ای چالشی نوشتن ک مث ی اهن ربا طرفدای هر گروه رو میکشونه ب سایت و مقاله و با توجه ب اهمیت! و فرهنگ عمیقشون همدیگر رو در کامنت ها در زمین بازی ما دفع میکنند.

حرف آخر و جمع بندی و کمی اضافات در انتها

*همون بحث فرهنگی ک کردیم در ابتدای صحبتم

**پاسخ سوال تاپیک‌با ذکر موارد ۱ تا ۵

***(این اضافه بود) کلا کامنت اشتباه گرفتن میتونه گمراه کنه ما رو شاید! شاید تلخی و سیاهی اون کامنت ب قدری باشه ک نتونیم سیاه و سفید رو تشخیص بدیم ‌و کما اینکه شاید برندهای واقعی این رو ترجیح میدند‌. شاید دلیل ک بیل گیتس یا ریحانا یا ریچارد برانسون یا وارن بافت کمتر از یک سلبرینی ایرانی کامنت داره. (ی احتمالم هس ک اخری شاید بتونه نقض کنه اونم بحث ایرانی و حضور پرشور و همه جا بودن و هرجا باشن و جایی ک نباشن و ...) سعی کردم‌شفاف و مستقیم‌ بیان کنم‌بدون چهار چوب! ‌روده‌درازی کردم شاید کمی اندکی؛ لطف کنید بر کامنت من،کامنتی روانه کنید،لطفا. در‌‌پایان اگر نمونه موفق‌ یا تجربه ای در این زمینه دارید،حتما ریپلای کنید‌ ک بسیار مشتاق شنیدن ان هستم

آقای فرهاد فلاح ( اسم ایشون هم جالبه ها 2F ) هم خطاب به اقای افشار گفتند:

خیلی ممنون از مطلب خوبتون؛
* در تایید و حتی کمی پافشاری برای چند موردی که شما مطرح کردید، به شخصه معتقدم که مساله فرهنگی بسیار میتونه اثر گذار باشه.
* متاسفانه در فضای کاری این روزها، تعداد کسانی که برحسب علاقه مندی و جدید در یک موضوع، صفحه ای رو دنبال میکنن خیلی کم شده. خیلی ها به دلیل اسم ها و کلاس موضوعی صفحه ای رو دنبال میکنند.
* نکته بعدی اینه که به شخصه معتقدم صفحاتی که از مخاطب میخوان که کامنت بزارن، به نظر موفق تر هستند. انگار به قول یکی از دوستان باید هولشون بدی تا راه بیوفتن.
* مطرح کردن موضوعی که به صورت چالشی و خرد جمعی باشه، از جمله سری پست هایی هستند که به نسبت بقیه کامنت بیشتری میگیرن. مثل پرسیدن یه سوال ساده "دوست دارید موضوع لایو یک ساعت دیگه از بین گزینه های زیر کدوم باشه؟" و در نهایت کاملا به این مساله اعتقاد دارم که ادبیات مخاطب هر صفحه اجتماعی میتونه بزرگترین عنصر برای ایجاد همراهی دنبال کنندگان در موضوعی مثل کامنت باشه

آقای شیعه نواز یا شیح نواز (ممنون میشم درستش رو همینجا اعلام کنید تا اصلاح کنم) فرمودند:

سلام / یکی از عواملی که تازگیا بیشتر غالب شده، موضوع Bystander effect {منظور همان تاثیرمتقابل است} در همین موضوع کامنته. اون پست‌هایی که کامنتای بیشتری دارن رو اگر کامنتاش رو بخونیم متوجه میشیم که شاید بیشتر از 80 درصدش تحت تاثیر یه کامنتی که جذاب‌تر بوده و شاید یه مقدار اول از همه نوشته شده قرار داره. شاید این یه ترفند باشه که برای پست یا کپشنی که مینویسیم یکی دو تا کامنت محرک هم براش زاپاس داشته باشیم. اغلب این نوع کامنت‌ها هم یا کوبنده و نقض‌ِپست هستند و چالش‌برانگیز و یا موافقتی خلاقانه که اغلب بار طنازانه‌ای هم دارن.

و آقای افشار در جواب گفتند:

چیزی ک ب‌ نظرم میاد این ک لزوما کامنت بازتاب خوبی برای محتوای ما نیست. حداقل من اینگونه فک نمیکنم! البته شاید یک ابزار بهتری‌نسبت ب بازدید کننده های روزانه سایت باشه، اما سنجه خوبی نیست. چرا ک با یک محتوای زرد میشه توجه بیشتری جلب کرد. شاید ملاک در تمامی سایت ها، خرید بیشتر محصول، تماس بیشتر مشتری است. لااقل برای من اینگونه است. البته جدای بحث فرهنگ کامنت گذاری و مواردی ک در کمی بالاتر ذکر کردم

کسری فرخی نیا هم اعلام کردند:

دقیقا جدیدا خیلی استفاده میکنن و اول زمان پست هم میذارن و چون چالش برانگیزه کامنت زیادی میگیره

 

اما آقای محمد صداقت ته فیلمی رو که باز گذاشته بود با توضیحات جالبش بستند:

3 تا اتفاق بد پشت سر هم (هک شدن پسورد مودم و تمام شدن نتم، گم شدن شارژر گوشی و عدم دسترسی به نت گوشی و سرماخوردگی) باعث شد که نتونم به موقع این مطلب رو کامل کنم و بعد از یکی دو روز که تونستم آن بشم حرکت خلاقانه آقا نیما واقعاً من رو غافلگیر و البته شرمنده کرد. و باعث شد که تا صبح بیدار بمونم و این مطلب رو کامل کنم. چون کاری که ایشون کرد خیلی بیشتر از حد من بود و لازم بود که در حد توانم حقش رو ادا کنم. البته خستگی و کسالت اجازه نداد اونطوری باب میلم بود مطلب رو باز کنم. امیدوارم که منو ببخشید
 
قبل از اینکه بخوام بحث قبلی خودم رو کامل کنم اجازه میخوام نظر خودم رو در مورد موضوعی که تحت عنوان "اصلا چرا باید دنبال کامنت گرفتن از مخاطب باشیم" مطرح شد عنوان کنم:

به نظر من یکی از نتایج کار ما در تولید محتوا و ارزیابی استراتژی محتوای ما و در واقع یکی از میوه های درخت تولید محتوا میتونه کامنت گرفتن از مخاطب باشه به این دلایل:

1- از کامنت ها میتونیم بفهمیم که چقدر در انتقال مفهومی که تو ذهن داشتیم موفق بودیم

2- وقتی که کسی برای یک مطلب کامنت میذاره احتمالا اون مطلب تونسته رابطه خوبی با مخاطب برقرار کنه و این کامنت گذاشتن این ارتباط رو تقویت میکنه و همچنین احتمال بازگشت مخاطب به اون مطلب رو افزایش میده چون طبیعتا دوست داره واکنش صاحب پست به کامنت خودش رو ببینه

3- چه بخواهیم چه نخواهیم "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد" طبیعتاً وقتی کامنت های زیاد و خوبی از طرف مخاطب خود دریافت میکنیم انرژی میگیریم.(البته کاملاً قبول دارم که هدف تولید محتوای ما به به و چه چه مخاطب نیست و محتوای ما باید هدف استراتژی ما را برآورده کند که معمولاً فروش است)

4- کامنت گرفتن زیر یک پست برای گوگل بسیار مهم شده است لذا این کار به سئو وبسایت کمک خواهد کرد. ضمن اینکه کامنت گذاری time on site رو افزایش میده که این هم خودش در سئو موثر است.

در نهایت نظر من این است که کامنت گرفتن از راه صحیح و در مسیر درست بسیار اهمیت دارد و حتما باید هنگام طراحی استراتژی محتوای خود این نکته رو مدنظر داشته باشیم و براش برنامه ریزی کنیم.
 
و اما ادامه بحث ترغیب و تشویق مخاطب به کامنت نویسی:

این نکته رو اضافه کنم که کامنت گرفتن ضمن اینکه اصول کلی یکسانی میتونه داشته باشه اما در جزئیات در پلتفرم ها مختلف تفاوت هایی دارد. یعنی کامنت گرفتن در وبسایت، توئیتر، اینستاگرام و ... متفاوت خواهد بود و در این گفتگو من نگاهم بیشتر به اینستاگرام است.

همانطور که عرض کردم اگر نگاهمان به کامنت گرفتن یک نگاه پروسه ای باشد نتایج بهتری خواهیم گرفت.

اما این پروسه از کجا شروع میشه البته پروسه نه به معنای پروسه. پروسه از خود ما شروع میشه از استراتژی ما شروع میشه...

1- شما بهتر از من میدونید که هدف شبکه های اجتماعی همانطور از عنوان اجتماع برمیاد برقراری ارتباط است. هنگامی که ما در حال تولید محتوا برای اینستاگرام هستیم هدف ما این نیست که یک آلبوم عکس برای مخاطب درست کنیم که کاربر صرفاً آن را ورق بزند. ما وقتی می تونیم بگیم که تولید محتوای ما صحیح بوده که تونسته باشیم با مخاطب ارتباط برقرار کرده و او را با خود همراه کرده باشیم. اگر این کار را درست انجام داده باشیم در ادامه میتوانیم انتظار داشته باشیم که مخاطب در تائید این ارتباط و همراهی به پست ما واکنش نشان دهد. واکنشی از جنس لایک، کامنت، دایرکت و یا آنچه در پست از او خواسته ایم. و در نگاه بلند مدت این ارتباط و همراهی منجر به برآورده شدن هدف استراتژی محتوای ما شده باشد. به قول استاد بهجتی عزیز good buy به جای goodbye


فرض کنید برای شرکت در یک سمینار بازاریابی اینترنتی با قطار از مشهد عازم تهران هستین. توی کوپه نشستین و همه ساکت هستن و هر کسی سرش به کار خودشه.(هیچ ارتباطی نیست) بعد از یه مدت از بغل دستی تون میپرسین شما برای چی میرین تهران میگه برای شرکت در یک کنفرانس پزشکی شما هم که اصلا به پزشکی علاقه ای ندارین یه سری تکون میدین و ارتباط تون رو ادامه نخواهید داد بعد از نفر جلویی میپرسین شما برای چی میخواین برین تهران؟ میگه برای شرکت در سمینار بازاریابی اینترنتی نیما شفیع زاده و سجاد بهجتی.
یهو توجه شما جلب میشه و حالا که یه نقطه مشترک پیدا کردین ارتباط رو ادامه میدین و شروع میکنین از سوابق کاری هم سوال میکنین از هدف تون برای شرکت در این سمینار و خلاصه اینکه احتمالا تا تهران حسابی با هم گرم صحبت خواهید بود و در آخر سفر هم ممکنه حتی شماره تلفن هم رو بگیرید و این ارتباط ادامه پیدا کنه.

خب برگردیم به بحث خودمون.
از مثالی که زدم میخواستم این رو بگم که اساس شبکه های اجتماعی بر مبنای ارتباط است و اگه میخواین که بتونین کامنت خوبی دریافت کنین باید تونسته باشین ارتباط خوبی برقرار کنین. اینکه یه ارتباط خوب در تولید محتوا چطور شکل میگیره خودش یه دوره کامل استراتژی محتواست که اساتید اینجا حضور دارن و من فضولی نمی کنم اما خیلی مختصر اینکه:

1.1- باید حرفی برای گفتن داشته باشین
1.2- مخاطب تون رو درست انتخاب کنید
1.3- سیر محتوای خودتون رو بر اساس هدف از تولید محتوا، استراتژی محتوا و پرسونای مخاطب تعیین کنید
1.4- با مخاطب ارتباط برقرار کنید: شنونده فعال باشید. یعنی که به کامنت ها واکنش مناسب نشون بدین. واکنش مناسب نه تو این مایه ها که دست شما درد نکنه بابت نظرتون!!
1.5- شما هم برای فالوئرهاتون کامنت بذارین.(میگن لایک کردن مثل شرکت تو مجالس میمونه باید تو مجلس بقیه شرکت کنی تا توی مجلست شرکت کنن)
 
 
 
2- برای شرطی کردن مخاطب به کامنت نویسی باید چرخه عادت و شرطی سازی رو بلد باشیم. چرخه عادت عبارت است از: محرک--------> کار تکراری---------> پاداش (در بحث ما کامنت نویسی کار تکراری است) محرک میتونه یک call to action باشه یا قسمت اوج داستان ما(داستان گویی رو تو مورد بعدی توضیح میدم) همچنین اگه پروسه هایی که داریم در مورد صحبت میکنیم رو خوب انجام بدیم خود دیدن پست های ما میتونه یک محرک باشه
اما پاداش ما به این کار چی میتونه باشه؟ آفرین همون شنونده فعال که بالا عرض کردم. یادمون باشه که انسان ها نیاز به دیده شدن و تائید شدن دارن.(خب این رو تو واکنش به کامنت ها بهشون بدین)
(برای آشنایی بیشتر با موضوع عادت و شرطی سازی کتاب قدرت عادت نوشته چارلز دوهیگ رو پیشنهاد میکنم)

سایت متمم نمونه خیلی خوبی از شرطی شدن به کامنت نویسی در فضای تخصصی است و پیج اینستاگرام جواد خواجوی(javadkhaajavi) نمونه خیلی خوبی در فضا طنز است.(پروسه شرطی شدن هر کدوم خودش یه بحث مفصل میتونه باشه)

3- روی محبوبیت و مقبولیت خودتون کار کنید. ما با کسانی که هم دوست شون داریم هم قبول شون داریم بهتر ارتباط برقرار میکنیم.

برای مقبولیت باید باسواد باشین حرفی رو بزنید که مال خودتون باشه و کپی نکرده باشین اگه از جای دیگه هم بر میدارین یه ارزش افزوده براش داشته باشین
همچنین می تونین نمونه موفقیت های کاری خودتون رو نمایش بدین و خیلی چیزهای دیگه

برای محبوبیت باید در میان اطرافیان خودتون واقعا محبوب باشین. برای محبوب بودن نکات زیادی هست یکی از مهم ترینش اینه که ذاتاً آدم خاضعی باشین و هرچقدر علم تون بیشتر میشه خضوع تون هم بیشتر بشه شاید از این قسمت بحث تعجب کنین اما من خیلی بهش اعتقاد دارم. همه قبول داریم که ارتباط گرفتن با یه آدم مغرور چقدر سخت و عذاب آوره اما خب شاید بگین این چه ربطی به تولید محتوا و شبکه های اجتماعی داره اما من شدیدا باور دارم که اخلاقیات و روحیات شما کاملا به محتوای تولیدی شما و همچنین نحوه برخورد با مخاطب تون سرایت میکنه و اصلا نمی تونین برای طولانی مدت این چیزها رو از مخاطب تون پنهان کنین

شنونده فعال بودن که عنوان شد نیز به محبوبیت کمک میکنه

4- برای سیر محتوای خودتون یه داستان داشته باشین. و سعی کنین اصول داستان نویسی رو خوب یاد بگیرین. دو نکته در این زمینه به جزئیات خوب بپردازین و در سیر داستان گره ایجاد کنید.
در نقاطی از داستان که به اوج یا نقطه عطف برسین نقاط بسیار خوبی برای گرفتن کامنت است. خصوصا اگه با call to action همراه باشه
پیج هدی رستمی و روزمره گی های یک آبدارچی(کاظم عقلمند) نمونه های بسیار خوبی برای این قسمت است.

5- روی انگیزه های درونی مثل عشق به یادگیری، کنجکاوی و ... کار کنید. مثل کاری که من در پست قبلی انجام دادم. همه افراد عاشق یادگیری هستند و در ازاء یادگیری نکات بیشتر شما برای پست قبلی من کامنت گذاشتین.

6- یه جاهایی در سیر محتوایی مخاطب رو بالاتر از خودتون قرار بدین و ازش نظر و مشورت بخواین. حس همه چیز دانی ایرانی ها رو دست کم نگیرین

7- بعد از طراحی یک پروسه خوب برای جذب کامنت استفاده از call to actionها که دوستان هم اشاره کردن بسیار اثربخش خواهد بود.

به نظرم تو این بحث خیلی بیشتر از این میشه صحبت کرد که با اجازه بحث رو همیجا ختم میکنم. امیدوارم تونسته باشم بحث رو خوب باز کنم اگرچه خستگی اجازه نداد تمام اون چیزی که تو ذهنمه و باب دلم هست رو مکتوب کنم
مطمئنم که به بزرگی خودتون میبخشین
 

و اینگونه موضوع هفته ترغیب مخاطب به کامنت نویسی رسید.

تقدیمی از طرف وب سایت ایران کانتنت مارکتینگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.