داستان سرایی چرا از نان شب واجب تر است؟

سيرس (الهه‌ يوناني)، به اوديسه خبر داد که کشتي او از جزيره‌ سيرنس خواهد گذشت که آواز خوش مقاومت‌ناپذيرش مي‌تواند ملوانان را بفريبد تا بدان سو پارو بزنند و به صخره‌ها برخورد کنند. سيرس، اوديسه را براي آمادگي در برابر آزمايشي که در پيش بود، نصيحت مي‌کند: او بايد به خدمه‌ کشتي‌اش دستور دهد که گوش‌هايشان را با موم بپوشانند، بنابراين آنها آواز جزيره‌ سيرنس را نتوانند شنيد، اما او مي‌تواند بي‌هيچ ترسي، آواز زيباي سيرنس را بشنود، اگر به ملوانانش دستور دهد که او را به تيرک کشتي ببندند و به هيچ وجه تا گذشتن از خطر به فريادهاي او براي آزادي‌اش توجه نکنند. ليبسون توضيح مي‌دهد که «اوديسه خود را به اين کار ملزم کرد، با بستن خود به تيرک کشتي، خويشتن آتي‌اش را در برابر خواسته‌هاي خويشتن فعلي‌اش حفظ کرد.»

{منبع: کریج لمبرت، مترجم:یاسر میرزایی،اودیسه در کنار جزیره اغواگرسیرنس}

سيرنس، استعاره‌اي حيرت‌آور براي نفس آدمي است که اغواگری و دام بودنش را همزمان نشان مي‌دهد. نفس انسان اغواگری را دوست دارد و به آن متمایل می‌شود. چه این اغواگری در قالب آوازی خوش باشد چه داستانی جذاب. تردیدی وجود ندارد که داستان‌ها می‌توانند فکر، عمل و احساس ما را تغییر دهند. رهبران، به خصوص، می‌توانند از قدرت داستان سرایی خوب بهره ببرند تا تیم‌های خود را برای رسیدن به قله‌های بالاتر تحت تأثیر قرار دهند و برانگیزاند. داستان‌ها می‌توانند الهام‌بخش هر چیزی باشند از شناخت گرفته تا عمل. آن‌ها می‌توانند افسانه‌هایی را خلق کنند که کل فرهنگ کاری بر پایه آن بنا شود؛ و آن‌ها این قدرت را دارند که موانع را از بین ببرند و یک موقعیت بد را به خوب تبدیل کنند. داستان‌ها می‌توانند تصورات ما را مجسم کنند و به شیوه‌ای چیزها را به واقعیت تبدیل کنند که حقایق سرد و خشن نمی‌توانند.

برای اینکه بفهمیم چرا داستان سرایی در کسب و کار و بازاریابی محتوا از نان شب واجب‌تر است! شما را به یک چالش دعوت می‌کنم. برای چند لحظه چشمانتان را ببندید و روزی را تصور کنید که تمام شرکت‌های جهان با هر موضوعی به این سمت حرکت کنند که باید حتما محتوا تولید کنند!

راستی مگر همین الان این اتفاق شروع نشده است؟!. حجم و سرعت توسعه صنعت تولید محتوا را بنگرید! مطمئن باشید اگر آن روز که خیلی سریع اتفاق خواهد افتاد فرا برسد الگوریتم‌های موتورهای جستجو عوض خواهد شد و تمایل و اشتیاق کاربران برای مطالعه از بین خواهد رفت، چیزی که هم اکنون نیز گوگل در تغییرات الگوریتم های خود در خصوص آنها هشدار می دهد. آنگاه شما باید برای محتواهای محصولات و خدماتتان بازاریابی کنید. باید بتوانید مخاطبین را جذب محتواها و پیام‌هایی که می‌خواهید به او انتقال بدهید، بکنید. و راه حل این چالش و مساله، داستان سرایی است.

داستان سرایی

داستان سرایی برای شما زمان می خرد! مگر نه اینکه تحقیقات و تجربه در علم بازاریابی ثابت کرده که مشتری تنها به شما 3 یا 30 ثانیه فرصت عرض اندام می دهد تا بگویید که چه هستید و چرا هستید؟!. یک راه حل ساده که برای شما زمان می خرد تا مشتری به شما توجه بیشتری داشته باشد و به جای 30 ثانیه ، 3 دقیقه یا 30 دقیقه به شما توجه کند داستان سرایی است.

داستان سرایی رابطه انسانی خوبی را پرورش می دهد. منظور از داستان نویسی قصه پردازی، افسانه سرایی و رمان نویسی نیست، بلکه منظور روایت داستان خود شماست، داستان برند و کسب و کارتان. وقتی شخصی داستانش را بیان می‌كند، این كار حجم زیادی از اطلاعات شخصی داستان سرا را از طریق خود داستان، حالت صورت، لحن صدا، حركات دست و بدن و غیره به مخاطبین منتقل می‌كند. این جنبه‌ای از كار و اطمینان بین داستان سرا و حضار را تقویت می‌كند و همین موجب به وجود آوردن زمینه‌ای برای تمرینات گروهی كه آن باعث اشتراك و ترغیب مخاطب به انجام رفتار مورد نظر خواهد شد.

تعریف داستان های کوتاه و جذاب از کسب و کارمان بخش قابل اهمیتی از دلیل تصمیم خرید مشتریان است.

کوچکترین تجربه‌ها، خاطره‌ها و رخدادهای کسب و کار خود را داستان گونه یعنی همانطور که برای رفقا و دوستان خود تعریف می کنید برای مخاطبین کسب و کار خود نیز تعریف کنید. اجازه بدهید آنها در داستان کسب و کار شما سهیم شوند با جزئیات،‌ ریزه‌کاری‌ها،‌ سختی‌ها و تجربه‌های شما همدلی و همیاری کنند.

به داستان‌های کسب و کار خودتان از زوایای مختلف نگاه کنید و آنها را روایت کنید. این را خودتان و مخاطبینتان می‌فهمند که الزاما تعریف داستان کسب و کارتان به هیچ وجه بی طرفی نیست و بلکه کاملا از زاویه دید خاص شما است که دارد بیان می‌شود و این همان جایی است که جذابیت داستان گونه رخ می دهد و برای همه پذیرفته شده است.

شما با داستان سرایی در خصوص برندتان بجای فروختن مستقیم محصول و خدماتتان به مشتریان داستان و تفکر پشت پرده کسب و کارتان را می فروشید و برای او حس خوب بجا خواهید گذاشت. لزومی به اینکه بهترین باشید نیست باید بتوانید داستان‌های واقعی کسب و کارتان را به خوبی به گوش مخاطبینتان برسانید.

بایستی شهرزاد قصه گویی صنعتی که در آن فعالیت‌ می کنید بشوید.

برای تمامی فعالیت‌ها، فرایندها، نیرو‌ی‌های انسانی، استراتژی‌های مختلف کسب و کارتان شخصیت تعریف کنید و بر اساس هر کدام از این شخصیت ‌ها داستان سرایی واقعی کسب و کارتان را ارائه دهید. به همین راحتی داستان سرایی کنید.

شما با داستان سرایی برای هر یک از بخش‌های کسب و کارتان عملا به  فرایند‌های عملیاتی خود نیز جهت می دهید. وقتی که کارکنان بخش فروش شما داستان‌های واقعی برخورد با مشتریان و چگونگی رفع مشکلات آنها را داستان گونه و جذاب بیان می کنند عملا هم به خودشان یادآور می شوند که چگونه باید رفتار کنند، هم به سایر همکاران تجربه‌های موفق خود را منتقل می کنند و هم مشتریان سطوح انتظار و خواسته‌های خود را با جذابیت دریافت و تنظیم می کنند.

این موضوع را با یک داستان برایتان تشریح می کنم. یکی از دوستانم به نقل از همکار خود تعریف می کرد که با توجه به رویکردهای شرکتشان که رهبری قیمت در بازار است ایده‌ای جهت ارائه خدمات بیشتر و لوکس‌تر به مشتریان به ذهنش می رسد، این ایده از بازخوردی که از برخی مشتریانش دریافت می کند به ذهنش خطور می کند. زمانی که می خواهد این ایده را برای مدیر عامل ببرد یک لحظه خودش را جای مدیرعامل می گذارد و می گوید آیا اضافه کردن این خدمت با استراتژی محوری ما که همان رهبری قیمت در بازار است منافات دارد یا خیر و چون این ایده در تضاد با آن بود و باعث افزایش قیمت‌ها می شد عملا خودش این ایده را رد می کند و به  این فکر می افتد که چگونه خدمتی که مشتریان می خواهد را  بدون هزینه یا با کمترین هزینه برای آنها تامین کند تا اینکه ....

چند نکته در خصوص مثال1:

  • وقتی شما خاطره یا داستانی را از نفر سوم نقل می کنید داستانتان جذاب تر می شود.
  • در مثال بالا عملا هر کس که این داستان را می خواند با استراتژی محوری کسب وکار یعنی رهبری قیمت آشنا می شود و آن را فراموش نمی کند.
  • همکاران دیگر که این داستان را می شنوند متوجه می شوند که فعالیت‌ها،‌ ایده‌ها و نحوه رفتارشان را باید با خط‌کشی به نام استراتژی محوری کسب و کار بسنجند و بر اساس آن راه حل ارائه نمایند.
  • مشتریان نیز ضمن اینکه متوجه می شوند که مزیت رقابتی مورد ادعای شما رهبری قیمت است با خواندن این داستان متوجه می شوند که سطوح انتظار خود از خدماتی که با کمترین قیمت دریافت می کنند را چگونه مدیریت و تعدیل نمایند.
  • با تعریف داستان های کسب و کار خود عملا همگی متوجه خواهید شد که قرار است، در هر حوزه کاری، چه کمکی به مشتریانتان بکنید.
  • حتما مشتاق هستید که ادامه داستان را بخوانید این اشتیاق همان چیزی است که مشتری را با شما همراه خواهد کرد. ما وعده‌ای برای پایان این داستان نمی دهیم! شاید هم این کار را انجام دادیم. و شاید بهتر باشد که شما برای تمرین ادامه‌ای جذاب برای این داستان بنویسید.

دقت داشته باشید که شما چند نکته خوب و ماندگار از یک پاراگراف داستان گونه در ذهن مخاطبین خود اعم از کارکنان و مشتریانتان بجا خواهید گذاشت.

داستان سرایی از نان شب واجب تر است

شهرزاد قصه گوی صنعتی که در آن فعالیت می کنید، بشوید!

کسانی که در صنعت شما در حال فعالیت‌ هستند اعم از رقبا، خبرنگاران، اعضاء اتحادیه یا صنف، دانشجویان مرتبط، جویندگان کار در صنعت شما، محققین و پژوهشگران، مشتریان کنجکاو و جستجوگر و ... همه فرصت‌های بسیار عالی هستند که با خواندن داستان‌های کسب و کار شما، دهان به دهان شما را به همه معرفی کنند و آدرس و برند شهرزاد قصه گویی صنعت را همه جا منتشر کنند. این فرصت بی نظیر برای شهرزاد قصه گو شدن در صنعت را از دست ندهید.

کافی‌است شروع به نوشتن خاطرات و تجربه‌های خود کنید، داستان‌ها بر قلم جاری خواهند شد. مردم قدر زمان حال را می‌دانند! آنها می‌خواهند از لحظات خود لذت ببرند و این معنای زندگی است؛ زندگی که در دل داستان‌ها نهفته است. داستان‌هایی که شهرزاد قصه گو تعریف می کند. ایران کانتنت مارکتینگ شهرزاد قصه گوی صنعت بازاریابی محتوا با طعم داستان سرایی است. شما قصه کسب و کارهای مختلف صنعت محتوا را از ما می‌شنوید.

یکی از ستون‌های اصلی بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا داستان‌سرایی است. بازاریابی محتوایی به شما کمک می‌کند تا مشتریان را درگیر داستان‌های کسب و کار خود کنید، و با اجرای یک استراتژی محتوای خوب، دیگر مساله این است که داستان شما مشتریان را درگیر جریانی کرده است که او برند شما را در هر شرایطی  بهتر و برتر از رقبای دیگر میداند.

داستان ها باعث می‌شوند مطلبی که گفته می‌شود برای بازاریاب ها، نویسنده ها، بلاگرها، هیأت رئیسه شرکت ها و موسسه ها و برای تمام افراد جذاب تر شود.

100% هر کسی داستان خودش رو داره!

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.