داستان سرایی در بازاریابی محتوا چگونه اتفاق می افتد؟

من اصلا بلد نیستم داستان بنویسم، تکلیف چیه؟ آیا باید یک دوره داستان نویسی برم؟

زمانی که من در خصوص داستان سرایی در کسب و کار و در بازاریابی محتوا صحبت می کنم، این سوال ها را زیاد از من می پرسند و پاسخ این است که، قرار نیست شما داستان نویس شوید، قرار نیست قصه حسین کُرد شبستری بنویسید، قصه یکی بود یکی نبود. به زبان ساده تر شما باید اتفاقات و چالش هایی را که در کسب و کارتان دارید به لحن و زبان داستان گونه برای مخاطبین خود تعریف کنید، با رعایت این نکته که اهداف کسب و کارتان در آن داستان باشد یا اشاره ای به یکی از نیازها و چالش های مشتری در آن شده باشد. در این داستان ها از کلمات کلیدی خود استفاده کنید و آن را به اشتراک بگذارید نباید ترس از این داشته باشید که آیا داستان شما مثل داستان رستم و  اسفندیار در ذهن ها می ماند یا نه اصلا مقصود هم این نیست.

داستان سرایی در بازاریابی محتوا 

ایجاد همدلی در مخاطبین، کلید طلایی داستان سرایی است.

استرس نداشته باشید، داستان سرایی یک هنر و یک مهارت است که با تمرین زیاد بالغ می شود. تنها کاری که باید انجام دهید این است که دستتان را روی کیبورد بگذارید (قلم به دست بگیرید) و بنویسید.

خلاق باشید٬ خود را وارد داستان کنید و از جزئیات صحبت کنید. این کار باعث می‌شود که مشتریان بیشتر و بیشتر با برند شما ارتباط برقرار کنند. جزئیات برای شما اعتبار درونی برند را هم به همراه خواهد داشت. مشتریان با دریافت جزئیات بیشتر حس اعتماد و اعتبار بیشتری به شما خواهند داشت. داستان‌ها وسیله‌ای هستند برای انتقال احساسات، احساساتی که ما دوست‌داریم از برندمان به مخاطبینمان منتقل شود. او درگیر احساسات برند ما می‌شود و همدلی رخ می دهد، اینجاست که زمینه تصمیم ‌گیری برای خرید مهیا می‌شود.

روایتگر داستان کسب و کار خود باشید!

یادتان باشد داستان سرایی یکی از تکنیکهای قدرتمند بازاریابی و فروش و یک متقاعد کننده قوی برای هر کسب و کاری است. لذا بایستی برای یادگیری این تکنیک وقت بگذارید. ما در ایران کانتنت مارکتینگ به دنبال این هستیم که در کنار شما این تکنیک را داستان گونه و جذاب به شما بزرگواران آموزش بدهیم.

یادتان باشد ما برای مخاطبان باید محتوا تولید کنیم ما روزنامه‌نگار نیستیم ما داستان‌گو هستیم! برای همین اجازه داریم که به داستان‌های کسب و کار خودمان از زوایای مختلفی نگاه کنیم و این به معنی تعریف داستان بی‌طرفانه نیست! و صد البته که این داستان ها دروغ نیستند. یک داستان‌گو باید بداند که مخاطبینی که کنار او دور کرسی شهرزاد قصه گو نشسته‌اند چه کسانی هستند و برای هر یک از آنها از زوایه دید خود آنها داستان را برایشان تعریف کند. کسب و کارهایی که می‌توانند قصه‌های خوب خلق کنند و به اشتراک بگذارند نسبت به دیگران مزیت بسیاری قوی‌تری دارند و خوشبختانه، همه توانایی تبدیل شدن به یک داستان‌گوی خوب را دارند.

یکی از اصلی‌ترین چالش‌های داستان سرایی این است که بتوانیم توجه مخاطب را جلب کنیم و آنها را آنقدر مشتاق کنیم تا در خبرنامه ما عضو شوند، از فروشگاه اینترنتی ما بازدید کنند، فایل‌های ما را دانلود کنند و با ما تماس بگیرند.

مجتبی برقبانی

توصیه می کنم مقاله جدول برقبانیوف جلب توجه را از سایت Sell724.ir مطالعه کنید. در این مقاله آقای برقبانی به خوبی به صورت داستان سرایی راه های جلب توجه مخاطبین را به تصویر کشیده اند. نکته جالب اینکه این سایت در حوزه بازاریابی و فروش پارچه و پرده است.

کلید کار داستان سرایی برای مخاطبین همدلی با آنها است. مخاطبین باید بتواند بین خود و داستان کسب و کار شما ارتباط برقرار کنند.

دو گام بسیار ساده برای داستان سرایی در تولید محتوا

شناخت مخاطبینی که قرار است داستان کسب و کار شما را بشنوند اولین گام برای شروع داستان سرایی است. زمانی که قصد دارید داستان را پرورش بدهید٬ به خریداران در بخش‌های عادت‌های خرید و شخصیت‌های آنها دقت کنید. هر چه بهتر مشتری و نیازها یا خواسته‌هایش را دریابید، بهتر خواهید توانست کلماتی را لابه لای داستان‌هایی بگنجانید که به طور خاص معنی دار و قانع کننده هستند. و برای داشتن رابطه‌ای قانع کننده با مشتریان، باید از زبان و برخی الگوهای گفتاری استفاده کنید که برای آنان معنادار و مفهوم باشد. در این خصوص خوب است که با مفهومی ساده به نام پرسونای مخاطب آشنا شوید.

پرسونا: در يونان قديم بازيگران براي ايفاي نقش، نقاب هايي به چهره مي زدند که به آن پرسونا مي گفتند.

پرسونا

بر همين اساس، به نقش هاي مختلفي که هر فرد در جامعه و حتي خانواده به عهده مي گيرد، نقاب يا پرسونا مي گويند که وسيله اي براي فرد و تجسم کسي باشد که الزاما خودش نيست و تا اندازه‌اي نتيجه نيازهاي جامعه آن فرد است و يا نمادي از کنار آمدن انسان با چيزي که مي خواهد باشد يا مي خواهد به نظر بيايد. مانند نقاب‌هایی که یک مدیر مدرسه در زمان‌های حضور خود در مدرسه، خانه‌،‌ جامعه و ... بر صورت دارد. بدیهی است که نوع رفتار فرد در هر یک از موقعیت‌های یاد شده با هم متفاوت است. بررسی و شناخت پرسوناهای مختلف مخاطبینتان به شناخت و درک بیشتر شما از آنها کمک می کند. از جمله دیگر مواردی که بهتر می‌توانید مخاطبینتان را بشناسید موارد زیر هستند:

شناخت عادت‌های خرید مشتریان، آشنایی با تیپ‌های شخصیتی مختلف، شناخت باورهای مخاطبین هدف و تغییر یا تقویت آن باورها، شناخت انواع نیازهای بنیادین مخاطبین و ترکیب شخصیتی که این نیازها در انسان بوجود می آورد.

بعد از شناخت و درک مخاطبین هدف، آنها را بر اساس ویژگی‌های مشترک بخش‌بندی کنید. بطور مثال می‌توانید بخش‌بندی مشتریانتان را بر اساس نیازهای بنیادین آنها انجام دهید. در جدول زیر مشتریان یک برند فرضی مواد غذایی بر اساس نیازهای مشترکشان دسته بندی شده اند.

 

مخاطب

نیاز به بقاء

نیاز به پیشرفت

نیاز به عشق و تعلق

نیاز به آزادی

نیازی به تفریح و سرگرمی

زنان و مادران ( خانه دار)

تامین غذای سالم برای خانواده

یادگیری غذاها و شیرینی های بیشتر

ابراز عشق و علاقه به افراد خانواده با پخت غذاهای جدید و بهتر

افزایش قدرت تصمیم گیری در پخت انواع غذا و بروز خلاقیت ها در این هنر

استفاده مفید از زمان ضمن سرگرم شدن

فرزندان

(تغذیه فرزندان)

سلامت جسم و روح

رشد جسمی مناسب

تندرستی برای ورزش حرفه ای

خوردن تغذیه و صبحانه مناسب پاسخ به زحمات مادر

کمک به تصمیم گیری برای انتخاب مواد غذایی و پخت غذا به مادر

لذت غذا خوب و جدید خوردن در کنار خانواده

علاقه مندان به حوزه آشپزی و شیرینی پزی

کسب درآمد با آشنا شدن با مواد غذایی جدید

ارتقاء و رشد با یادگیری بیشتر

کمک به جامعه برای انتشار شاخص های غذای سالم

تولید ایده های جدید و خلاقانه در هنر آشپزی و شیرینی پزی

کنار دوستان و همگروه های خود یادگرفتن

علاقه مندان به حوزه سلامت جسم

یادگیری حفظ و ارتقاء سلامت جسم

تغییر در سبک زندگی برای تن سالم داشتن

سالم نگه داشتن خود و القاء حس سلامت به اطرافیان

افزایش اعتماد به نفس و ایجاد حس استقلال طلبی با بدنی سالم و مناسب

ورزش و تفریحات سالم و بدن ساز

 

همانطور که در جدول فوق ملاحظه می کنید شما حداقل 20 موضوع برای تعریف کردن داستان بر اساس دسته بندی مخاطبین و دسته بندی نیازهای آنها در اختیار دارید. بحث جذاب و کاربردی نیازهای بنیادین انسان در قالب دو نظریه تئوری انتخاب و هرم نیازهای مازلو در وب سایت ایران کانتنت مارکتینگ در دسترس شما عزیزان می باشد.

بعد از بخش بندی مشتریان مانند جدول فوق، آنگاه این سوال را از خود بپرسید که برای هر بخش مشتریان چه پیام محوری و مهمی را می‌خواهید منتقل کنید؟ آنگاه پاسخ خود را بصورت یک تک جمله متقاعد کننده و مهیج بنویسید. در جدول فوق، اگر برای بخش مشتریان فرزندان (تغذیه فرزندان)، هدفمان سلامتی جسمانی فرزندان با تغذیه سالم باشد، آنگاه پاسخ سوال پیام محوری آن برای داستان سرایی می شود: ابرفرزندان آینده با تغذیه سالم

این جمله پایه و اساس داستان سرایی کسب و کار شما برای این بخش از مشتریانتان می‌شود. ابتدا درباره‌ی پیام نهایی خود به نتیجه برسید، سپس به این فکر کنید که چگونه آن را به بهترین شکل شرح دهید. این اساس و اصول داستان سرایی است.  به همین راحتی! بالغ تر شدن و غنی تر شدن داستان سرایی و یادگیری تکنیک های بیشتر برای داستان سرایی در تولید محتوا را به مرور فرا خواهید گرفت. اما در حال حاضر فقط همین دو گام ساده را بردارید. نترسید همین حالا اقدام کنید.

پس تا کنون متوجه شده‌ایم که :

  • رمز موفقیت در بازاریابی عصر جدید، داستان سرایی توسط کسب و کار‌ها است.
  • برای نوشتن داستان‌های کسب و کارمان اولین گام شناخت مخاطبین و دسته بندی‌ آنها است.
  • نوشتن جمله محوری هر داستان برای هر دسته از مشتریان گام دوم در داستان سرایی است.

بازاریابان محتوایی را داستان سرایان برند یا شهرزاد قصه گوی برندها نیز می گویند. آنها الزاما نویسنده های قهاری نیستند، اما به خوبی می دانند که چگونه داستان های کسب و کار را به مخاطبین منتقل کنند به نحوی که مشتریان نه که برای خرید بلکه برای شنیدین داستان های کسب و کار به سراغ آنها بیایند.

داستان سرایی به کسب و کارهای مختلف اجازه می دهد تا در آن واحد، هم وفاداری و اعتماد بیشتری در مشتریان شان ایجاد کنند، هم محصولات شان را به فروش برسانند.

این روزها داستان‌گویی به یک مهارت ضروری برای کسب وکارها تبدیل شده است.

100% هر کسی داستان خودش رو داره!

 

 

دیدگاه های بازدیدکنندگان

سعید محمدی ارانی 07 خرداد 1397 - 21:22

جناب مبشری عزیز ممنون از محبت شما.
حضور حضرتعالی که از بزرگان کانون تبلیغاتی کروشه هستید و مطالعه محتواهای وب سایت من که حاصل خرده دانش و تجربه است باعث افتخار اینجانب هستش.

مهدی مبشری 07 خرداد 1397 - 21:08 وبگاه

جناب محمدی عزیز ممنون از مقاله خوبتون و اشتراک گذاری تجربیات گرانبها

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.