بازاریابی محتوا ابزاری قدرتمند در بازاریابی خلاقانه

در این مقاله قصد دارم نقش و جایگاه بازاریابی محتوایی را در ایجاد بازاریابی خلاق بررسی کنم.

فيلپ كاتلر،‌ برجسته‌ترين صاحب‌نظر در رشته بازاريابي در کتاب مدیریت بازاریابی خود، بازاریابی را اين‌گونه تعريف مي‌كند:‌ "بازاریابی فعاليتي انساني در جهت ارضاي نياز‌ها و خواسته‌ها از طريق  فرايند مبادله".

او بعد از سالها در کتاب بازاریابی خلاق خود دوباره به این تعریف نگاهی دیگر انداخته است و داشتن بازاریابی خلاق را با توجه به پوشش نیازهای بیشتری از مشتری به یافتن گوشه های تاریک جنگل تشبیه کرده است.

ليكن ما چرا پيش‌قدم نشويم و از بازاريابي تعريف جديد ارائه ندهيم. بازاريابي سادگي در عين پيچيدگي است. بازاريابي يعني: اولين عكاس‌خانه براي كودكان، اولين آرايشگاه كودكان، كتاب باباي دارا و باباي ندار، يعني اولين خلاقيت‌ها و نوآوري‌ها و ... .  

بازاريابي در واقع يك فرايند است. فرايند كاملي كه از بازارشناسي و تحقيق و مطالعه بازار شروع  و به بازارسازي ادامه پيدا مي‌كند و تا بازارداري تداوم مي‌يابد.

"اگر بخواهم بازاريابي را تعريف كنم، مي‌گويم : بازاريابي چيزي جزء ابتكار و خلاقيت نيست"  {سعيد محمدي اراني}

ابتكار: بامداد از جاي شدن، نو آوردن چيزي

خلاقيت:‌ خلق كردن، آفريدن، بوجود آوردن

و ابزار قدرتمندی  که در عصر کنونی می تواند این خلاقیت ها را به نمایش بگذارد و فریاد بزند که آهای من یک گوشه تاریک از جنگل را یافته ایم "بازاریابی محتوایی" است.  با بازاریابی محتوایی است که می توانیم داستان اولین عکاس خانه کودکان، اولین آرایشگاه کودکان و .... را تعریف کنیم و مشتریان را برای شنیدن داستان‌هایمان جذب برندمان کنیم.

بازاریابی محتوایی و نقش آن در سطوح بازاريابي

هم اكنون سطوح مختلفي براي بازريابي قائل مي‌شوند كه شما هرچه در اين زمينه متبحرتر شويد به سطوح جديدتری دست خواهيد يافت. سطوحي نظير: 1_ محصول محوري 2_ فروش 3_‌مشتري و بازار محوري 4_‌بازاريابي واكنشي 5_بازارسازي 6_ بازاريابي پيش‌نگر 7_ بازاريابي الگوساز. يا در كلامي خلاصه‌تر 1_بازاريابي بدوي 2_بازاريابي نوگرا 3_ بازاريابي فرانوگرا.

ليكن ما سطوح زير را براي درك بهتر و خلاقيتي جديد ارائه مي‌كنم:

بازاریابی خلاقانه

سطح صفر: نارضايتي

براي رسيدن به اين سطح تنها كاري كه بايد انجام بدهيد، اين است كه هيچ كاري انجام ندهيد. به هيچ چيز فكر نكنيد و با همان خيال خودتان كه همه چي آرام است و من هم خوشحالم به كارتان ادامه دهيد. قيمت‌مان، كيفيت كالا و خدماتمان، نوع برخورد با مشتريانمان اگر بهتر از رقيبانمان نيست بدتر هم نيست. راستي اينكه بدتر از رقيبانتان نيستيد را خودتان متوجه شديد يا از مشتريانتان پرسيديد؟!در اين مرحله، كار هر روز را همان‌روز برنامه‌ريزي مي‌كنيم. اولويت‌ها خودشان مشخص هستند. راه رفتن به دويدن، نشستن به راه رفتن و خوابيدن به نشستن ارجحيت دارد.

مواظب باشيد حتي اگر در گذشته با هر روشي كه فعاليت مي‌كرديد و موفق بوديد، دليلي ندارد اگر باز هم ادامه بدهيد در بازار موفق باشيد.

غول تکنولوژی چند سالی است که بیدار شده است و کسب و کارهایی که در خواب هستند را یکی پس از دیگری می بلعد.

بر اساس مدل کانو بازاریابی محتوا و ارائه محتوای ارزشمند در کسب و کار دیگر یک الزام خشنودساز نیست، بلکه یک الزام اساسی یا عملکردی است.

بازاریابی خلاقانه

سطح يك: رضايت (عدم نارضايتي)

اگر كسي از شما بپرسد كه چرا بايد از كالا و خدمات شما استفاده كند، او را چگونه قانع مي‌كنيد؟

شما مي‌توانيد با خلاقيت در قيمت، كيفيت، تنوع خدمات و محصول، رشد و توسعه و از همه مهم‌تر مشتري‌مداري رضايت مشتريان خود را جلب نمايد و اجازه ندهيد كه آنها ناراضي باشند. ليكن با انجام دادن همه اين‌ كارها نمي‌توانيد خشنودي آنها را بدست آوريد و متمايز از ساير رقبا باشيد. اگر فكر مي‌كنيد كه با افزايش كيفيت و مشتري‌مداري در جامعه رقابتي خود متمايز هستيد اشتباه مي‌كنيد، شما تنها سود خود را افزايش داده‌ايد.  پس مشاهده كرديد كه خلاقيت در اين مرحله يك ايده متمايزكننده نيست، این موضوع را فیلپ کاتلر در کتاب بازاریابی خلاق خود اعتراف کرده است. ولي حداقل كاري كه برايتان مي‌كند اين است كه گرد و غبار روي كسب و كارتان را تميز مي‌كند.

بازاریابی محتوا ابزاری قدرتمند در بازاریابی خلاقانه

در اين مرحله اولين چيزي كه بايد تغيير كند طرز تفكر و نوع نگاه كردن به موضوعات است. شما بايستي در اعماق وجود خود احساس كنيد كه به بازاريابي نياز داريد و بازاريابي را باور داشته باشيد.

بازاريابي مثل تمام كارهاي ديگر به برنامه‌ريزي نياز دارد وگرنه غير از هزينه چيزي ديگري براي شما در بر نخواهد داشت. با برنامه‌ريزي براي بازاريابي كسب و كار خود، ترس از بازريابي يا همان ترس از شكست در بازاريابي را از بين ببريد.

بسياري از فنون بازاريابي ”‌سنتي“، مانند تبليغات، نمي‌توانند در برآورد و ارزيابي هزينه‌ها نتايج قابل قبولي ارايه دهند.

هنر اقناع کردن مشتری با استفاده از داستان سرایی در محتواها و درگیر کردن احساس مخاطب در این مرحله می تواند راه حل مناسبی باشد.

بازاریابی

سطح دو: خشنودي (تمايز)

اين سطح، سطحي است كه مشتريان زيادي شما را مي‌شناسند و درباره شما صحبت و تبليغ مي‌كنند، سطحي كه از رقبايتان كاملا متمايز هستيد.

تمايز : ساختن برند خاص (با ابتكار و خلاقيت بر سر زبان‌ها بيفتيد)

  • حاوي يک پيشنهاد براي مصرف‌کننده باشد نه بازي با کلمات.
  • پيشنهاد ارائه شده بايد در مورد چيزي باشد که رقبا آن را عرضه نکرده باشند.
  • يک پيشنهاد بايد آن قدرقوي باشد که مشتري جديد را جذب کند.

ايده‌هايي براي متمايز بودن:

  1. اولين بودن (اولين‌ها سهم بازار بيشتري دارند ولي دومي‌ها به دنبال راهبرد موقعيت‌يابي خاص.)
  2. مالکيت بر يک خصوصيت؛ خصوصيت يک رقيب و انتخاب آن براي ما مناسب نيست، بلکه ما بايد به دنبال يک خصوصيت خاص خود باشيم.
  3. رهبري : رهبري به عنوان قوي ترين راه براي تمايز و خودنمايي است.

انواع رهبري موثر: رهبري در فروش، رهبري در فن آوري، رهبري در عملکرد . قدرت رهبري در بازار در تصاحب مغزهاست نه فرآورده و يا خدمت  خاص. رهبري در يک کالاي کم اهميت مثل آب نبات چوبي نيز باعث موفقيت است.

  1. تخصص بازار: مردم تحت تاثير آنهايي قرار مي‌گيرند که روي يک فعاليت يا فرآورده‌ي خاص تمرکز داشته‌اند. (عرض خط را افزايش دهيد = تنوع فراورده‌هاي يك خط توليد) به زبان ساده‌تر تخصصي كار كنيد.
  2. چشمگير بودن: ترس از خود ستايي نداشته باشيد و بگذاريد که همه‌ي دنيا بداند و دهان به دهان بچرخد ولي بدون دروغ!

اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه متمايز شدن و ابتكار و خلاقيت به خرج دادن نيازمند بستن محکم كمربند و همت والا گماردن است. { نكته‌ها چون تيغ پولاد است تيز، گر نداري تو سپر واپس گريز}

رهبری موثر

ایجاد صلاحیت در کسب و کار و برند کاری است که در این مرحله می توانید انجام دهید و برای این منظور می توانید از داستان سرایی در برند استفاده کنید. داستان هایی واقعی و مهیج از کسب و کارتان بیان کنید تا صلاحیت ادارکی و واقعی مناسبی در صنف خود و نزد مخاطبین به دست بیاورید.

بازاریابی داخلی

فونداسيون بازاريابي

اگر اعتقاد داشته باشيم كه بازاريابي انجام مي‌دهيم تا كسب و كارمان رونق بگيرد، توسعه بپذيرد و اثربخشي آن بيشتر شود و از همه مهم‌تر سوددهي بيشتري براي ما داشته باشد، پس بايستي حتما و حتما به بازاريابي داخلي نيز اعتقاد راسخ داشته باشيد.

بازاريابي داخلي چيزي جز رسيدگي و توجه به كارمندان‌مان نيست. كارمند ما مي‌تواند فرزندمان كه براي ما كار مي‌كند باشد يا كارآموزي كه بطور موقت نزد ماست يا كارمند و كارگري است كه مدتي است با ما در حال كار كردن است و بازاريابي شركت بدون توجه به بازاريابي داخلي كاري سخت و به جرات مي‌توان گفت كاري بيهوده است. پس ابتدا از بازاريابي داخلي شروع كنيد.

در اصل مي‌توان گفت بازاريابي داخلي نيروي محركه يا فونداسيون اصلي بازاريابي شركت ( كسب و كار) است.

دارايي ارزشمندي كه براي ما مزيت رقابتي ايجاد مي‌كند، كاركنان ما هستند، مدير عامل شركت كرايسلر، رابرت ايتون، گوشزد مي‌كند "فرهنگ سازماني شما و اينكه به كاركنانتان انگيزش دهيد و آنان را توانمند‌سازيد و آموزش دهيد، چيزي است كه شما را از ديگران متمايز ساخته و سبب پيش‌تازي شما در صحنه رقابت مي‌شود".

بازاریابی محتوایی به  ارزش ها ، تفکرات ، باورها و رفتارهای تمام کارکنان کسب و کار جهت می دهد. قدرت این ابزار را زمانی بیشتر درک کردم که به عینه مشاهده کردم که محتواهای ارزشمندی که کسب و کار برای مخاطب تهیه کرده بود، تبدیل به یک مرجع آموزشی برای کارکنان جدید شد.

بازاريابي هرگز تمام شدني نيست، چراكه خلاقيت هرگز تمام شدني نيست.

بازاریابی محتوایی هرگز تمام شدنی نیست، چرا که بازاریابی خلاق تمام شدنی نیست.

100% هر کسی داستان خودش رو داره!

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.