سایت‌ها و ابزارهای انتشار محتوا (هفته دوم مهر97)

در هفته اول مهرماه بخاطر شروع فصل بهار و طبق برنامه ریزی انجام شده موضوع آزاد داشتیم. لذا در این هفته محتوایی که روی اون متمرکز شده باشیم، نداشتیم. موضوعات پیشنهادی هفته دوم مهرماه توسط آقای سجاد بهجتی برای رای گیری به اشتراک گذاشته شد.

انتشار محتوا

موضوع هفته توسط آقای شفیع زاده اعلام شد؛

سایت‌ها و ابزارهای انتشار محتوا

 چراغ هفته رو خود نیمای عزیز روشن کردند:

فهرستی از سایت‌های صنایع غذایی برای انتشار محتوا

https://www.nima.today/762k4

فهرستی از سایت‌های حوزۀ تکنولوژی برای انتشار محتوا

https://www.nima.today/FtoLe

فهرستی از سایت‌های حوزۀ مدیریت برای انتشار محتوا

https://www.nima.today/0xdN2

فهرستی از کانال‌های تلگرامی در حوزۀ بازاریابی دیجیتال و تبلیغات برای انتشار محتوا

 http://vrgl.ir/bVinK

من محتواهای بلاگم رو معمولا به صورت آبشاری منتشر می‌کنم. اول در خود بلاگ، بعد ویرگول، بعد لینکدین، بعد توییتر، بعد تلگرام و در آخر استوری اینستاگرام. شما دوستان معمولا چجوری منتشر می‌کنین؟

مرد با تجربه گروه آقای یاور مشیرفر پاسخ نیما را اینگونه دادند:

آفرین نیما، پیشرفت خیلی خوبیه. آبشار محتوا بهترین روشه اما ترتیبش برای کار تجاری درست نیست. اگر قراره تجاری بری جلو باید به این ترتیب بری؛ Sms، توئیت، ویرگول، لینکدین، یوتیوب، شنوتو. همه با هم یه پست بلاگ کامل. از جزء به کل

محمد جواد همتی از آقای مشیرفر پرسیدند:

دوست عزیز بیشتر توضیح میدی یا یک نمونه که چطوره دقیقا؟ و چرا از مدل بالایی برای کار تجاری بهتره؟

 محمد مهدی زینعلی هم از اقای مشیرفر در مورد انتشار آبشاری محتوا پرسیدند:

اینطوری فکر کنم فرایند لینک گرفتن امکان پذیر نباشه از شبکه های اجتماعی!!!

 آقای محمد صابر هم از اقای مشیرفر پرسیدند:

سلام، دلیل تون رو میفرمایید

آقای مشیرفر هم با حوصله پاسخ دادند:

آبشار محتوا رو قبلا توضیح دادم:

http://contentclub.moshirfar.com/آبشار-محتوا/

اما دلیلش، برای کارهای تجاری ما نیازمند ایجاد recall هستیم. یعنی مخاطب در طی زمان مشخصی قطعاتی از محتوای ما رو به صورت پازل از منابع مختلف دریافت و در نهایت با دنبال کردن همه به محتوای اصلی برسه. از جزء به کل در این مورد پاسخ بهتری می‌ده، چون کم‌کم در طول مسیر هدایت به سمت محتوای اصلی، پیام رو دریافت می‌کنه.

نسیم شمال که فکر کنم بچه جنوب باشه پرسیدند:

باتشکر، یه مشکلی که اینجا هست اینه که مخاطبان یا مشتریان ما در تمام پلتفرمها حضور ندارند، تعداد کمی هستند که همه جا حضور دارند. اغلب، برای زیاد نشدن صفحات و کانالهایی که دنبال میکنند، فقط در یکی از صفحات مربوط به برند مورد علاقه خودشون عضو میشن و همون رو دنبال میکنند.

آقای مشیرفر:

یکی از دلایل کار با آبشار محتوا دقیقا همین چیزیه که شما به درستی بهش اشاره کردید. بعضی وقت‌ها اصلا قصدمون اینه که افراد رو بکشونیم به یه پلتفرم خاص. جذاب‌تر کردن موضوع و صحبت با لحن هر مخاطب در هر پلتفرمی، دقیقا «هنر» فردیه که از آبشار استفاده می‌کنه.

آقای محمد  دانیالی در خصوص پست اقای نیما شفیع زاده گفتند:

سلام ویرگول رو میزارم بعد تویتر و من پلاس رو ندیدم تو لیستت

نیما شفیع زاده:

پلاس نمی‌ذارم.

اقای دانیالی:

Big mistake

نیما:

وات ببخشید چرا

دانیالی:

Link to your site mizane Google

{یا خود فردوسی}

نیما:

من معتقدم محتوای خوب (محتوایی که برای مخاطبین ارزشمند باشه) آدم‌ها رو وفادار می‌کنه و باز دوباره به سایت شما برمی‌گردن. اینکه محتوا رو تو سایر شبکه‌های اجتماعی شیر می‌کنیم باید ببینیم هدفمون چیه. ورودی بگیریم یا آدم‌ها رو وفادار کنیم یا...
من از وفادار کردن آدم‌ها نسبت به بلاگ‌پست‌هام، تونستم میانگین بازدید روزانه‌ی بلاگم رو ظرف ۶ماه به ۷۵۰نفر برسونم. به نظرم Value (ارزش) مهم‌تر از لینک بیلدینگ و سئو و... است. این جمله‌ی بالا کاملا نظر شخصیمه که بر اساس تجربه‌ام گفتم و قطعا فکت نیست.

که آقای فرید دی ام ام؟ فکر کنم توی کار انرژی هسته ای باشند از آقای دانیالی پرسیدند:

به نظرتون پلاس هنوز مخاطب فارسی رو جذب می‌کنه؟

و آقای دانیالی جواب دادند:

قطعا ما نمی‌توانیم چشم پوشی کنیم، ضمن اینکه من برای قدرت گرفتن محتوام حتما منتشر میکنم سیگنالی قوی تر از پلاس در سوسیال مدیاها نداریم برای گوگل

و آقای دی ام ام گفتند:

نکته‌ی گوگل برام جالب بود. بیشتر احساس کردم از نظر مخاطب میگین، چون مدت زیادیه پلاس نفوذش رو از دست داده بین مخاطب فارسی. ولی تاثیرش روی خود گوگل رو قبول دارم. ممنون

 آقای رامین سبلانی در خصوص دلیل انتشار ابشاری محتوای آقای مشیر فرد گفتند:

آقای مشیر فر عزیز سلام؛ من از طریقی اینفلوئنسر جامعه ای هستم و طی مدتی به دوستان مشاوره کسب و کار ارایه کردم داخله کانالی که مدیرش هستم و امشب قرار هست من لیستی از مشاغل رو که به تازگی ایجاد شده معرفی کنم. یاد شما و مشاوره شما کمکتون به من بودم و می خواستم از کانال شما هم اسم ببرم می خواستم ازتون بپرسم و خیلی خوب شد که شمارو دیدم الان. در هر کدوم از این مشاغل بخشی هست که که صاحب کسب و کار اگر به چیزی نیاز داره (معرفی، نیاز به تیم، برنامه نویس و سایر مسایل) ذکر میشه تا دوستانی که می تونن برن و بهشون کمک کنن.

و آقای مشیرفر اینگونه پاسخ دادند:

روش آبشار محتوا تیپیکال و دقیق نیست. شما بنا به پلتفرم‌ها و هدفت از توزیع محتوا می‌تونی در محل‌های مختلفی عرضه‌اش کنی. حالا مثلاً یکی می‌تونه گوگل‌پلاس رو هدف‌گیری کنه برای سئو، یکی دیگه جامعۀ مخاطبانی در فیس‌بوک داشته باشه. متن‌های مرجع هم که به Content Waterfall اشاره دارند، Snapchat رو هم ملاک می‌گیرند که خب ما نداریمش. یا یوتیوب که میشه به جاش آپارات، کاویمو، نماشا یا هر سرویس دیگه‌ای جایگزین کرد.

اصل صرفاً توزیع با زمان مشخص، با لحن‌ها و منظورهای مختلف، برای مخاطبان مختلف و در پلتفرم های مختلف است. (از جزء به کل یا از کل به جزء بستگی به استراتژی محتوا داره)

 آقای بهنام کشانی در خصوص صحبت آقای مشیرفر اعلام کردند:

جناب مشيرفر بنده مطلب شما را مطالعه كردم و بعدش خيلي سرچ كردم اما رفرنس هاي خارجي خوبي براي موضوع آبشار محتوا پيدا نكردم. ممنون ميشم يكي دو نمونه معرفي بفرماييد.

و آقای مشیرفر پاسخ دادند:

اون مطلب متعلق به چند ماه قبله. ممکنه تغییراتی کرده باشه. من سرچ می‌کنم و چند تا رفرنس تقدیم‌تون می‌کنم. کلیدواژه‌ی اصلی content Waterfall هستش. این یکی از رفرنس هاست:

https://m.huffpost.com/us/entry/12362740/amp

آقای کشانی:

ممنون بله هم با content waterfall هم waterfall content سرچ كردم. انتظار داشتم تو سايت هايي مثل hubspot، Contently، Content marketing strategy و... مطالبي باشه كه ظاهرا نيست، ازين نظر جالب بود. 

آقای مشیرفر:

غیر مستقیم اشاره میشه معمولا بهش مثل این:

https://contentmarketinginstitute.com/2016/05/secrets-social-momentum/

چون Waterfall technique بیشتر در مدیریت پروژه و در برابر Agile بحث می‌شه، سخته پیدا کردنش. من هم از مجموع مطالب غیرمستقیم و اون مقالۀ هافینگتون پست و گری واینرچاک اون مطلب رو استنباط کردم و نوشتم.

استاد علیرضا ناصری هم فرمودند:

من علاوه بر سئو به نظرم داخل پلاس هم باید مطلب رو بزارید. من اونجا برای یکی از وبسایت‌ها گروه تشکیل دادم، باور نمی‌کردم اونجا بتونم مخاطب جذب کنم.

نیما جواب استاد رو دادند: {جوابی که من بهش میگم حضور مشتری سرگردان}

شما هر جا برین شاید بتونین مخاطب پیدا کنین. اما به نظرم باید روی مخاطبی که کمترین کاست و بیشترین آورده رو داره باید تمرکز کرد. شما فرض کن که یه سایت و سوشال خیلی عالی برای قشر آهنگر آوردین بالا و هدفتون فروش اجناسه. اما خب طبیعتا انتظار می‌ره که آهنگرها آدم‌های آفلاینی باشن؛ یعنی شما بهترین سایت و سوشال رو آوردین بالا اما مخاطبتون اونجا نیست. در حال حاضر من انقدی که از توییتر برای بلاگم ورودی دارم که نیازی نیست تو سوشال‌مدیای دیگه‌ای وقت بذارم. گرچه وقت گذاشتنش خوبه اما بودن و به روز بودن و... هم مهمه.

استاد ناصری:

درسته هر مشتری بخش‌بندی خودشو داره و هر کس با توجه به حوزه فعالیتش می‌تونه شبکه اجتماعیشو انتخاب کنه

آقای دانیالی:

من حالا باتویتر رابطه خوبی ندارم لینکدین خیلی پتانسیل دیدم

آقا نیما:

ورودی‌های من غیر از دایرکت‌ها به ترتیب از توییتر، لینکدین، تلگرام و ویرگوله.

آقای ناصری:

من یکی از وبسایت‌ها که توی حوزه تناسب اندامه ورودی‌ها به ترتیب از: اینستا، فیسبوک و تلگرام هست

آقای دانیالی:

ما تلگرام رو فکر کنم نباید جز سوسیال مدیا بزاریم یه عده عقیده دارن فلسفه اش جدا است

آقای ناصری:

برای چی؟! چون ابزارهای تحلیلی مثل: فیسبوک و اینستا نداره؟ چون نمی‌شه روی پست نظر داد؟! آدم‌ها اینجان، همین کفایت می‌کنه.

آقای مشیرفر عضو بسیار فعال گروه اعلام کردند:

در توزیع محتوا همیشه و همواره «فراتر از تکنیک‌هایی مثل آبشار محتوا باید به دو ‌نکتۀ مهم توجه کنیم:

الف) میزان دسترسی به مخاطب (Reach)

ب)میزان اختیار و آزادی ما در دسترسی به مخاطب (Control)

بهترین و ایده‌آل ‌ترین حالت بالا بودن هر دوتاست، یعنی جایی که هم دسترسی بسیار بالاست و هم کنترل. شبکه‌های اجتماعی «دسترسی» بسیار بالایی به مخاطب برامون فراهم می‌کنند. برای مثال ممکنه شما توی اینستا ۱۰۰ هزار نفر فالوور رو در عرض دو سال جمع کنی. اما به همان میزان کنترل دست شما نیست‌.

شما نمی‌تونید تصمیم بگیرید که ترتیب دسترسی مخاطب به محتوای شما چطوری باشه. شما نمی‌تونید تصمیم بگیرید کراولرها با چه ترتیبی پست‌های شما رو برای مخاطبی که داره اینستاگردی می‌کنه بهینه کنند و در نهایت هر لحظه‌ای که مدیریت اینستاگرام تصمیم به تعطیل‌کردن، تغییر الگوریتم‌های داخلی یا انتقال فالوئرهای شما به جای دیگه بگیرند، عملا شما reach رو از دست خواهید داد.

راهکار اینه که اولا برای توزیع محتوا، از شبکۀ اجتماعی «کمک» بگیریم. یعنی همۀ محتوا در شبکۀ اجتماعی توزیع نشه. شخص رو حتما بیاریم روی سایت، اونجا وارد قیفش کنیم و اطلاعات تماسش رو ازش بگیریم. ثانیا،در بهترین حالت استراتژی ۷۰/۳۰ رو پیاده کنیم. فقط ۳۰ درصد از محتوای اصلی در سوشیال توزیع بشه و البته اون ۳۰ درصد برای جذب مخاطب به سایت و دسترسی به ۷۰ درصد اصلی به کار بره. این متن تجربه نگاری بود و ممکنه اساسا نادرست باشه. شما چه تجربه‌ای در این حوزه دارید؟

آقای علی محمد افشار پرسیدند:

یک سوال؟ فرضا انتشار محتواتون از طریق ۵ کانال است و من در این ۵ کانال هم شما رو فالو میکنم. اینکه کانتنت شما رو ب شکل های مختلف در هر ۵ کانال مرتبا ببینم، ملال آور نمیشه؟! یعنی مخاطب نمیگه بازم این؟! تجربه مثبت یا منفی در این حوزه داشتید؟ احیانا آزمایشی کردید برای بررسی این عامل؟ مخاطبینی ک پست های شما را مرتبا میبینند احیانا آن فالو نکردن شما رو؟

آقای مشیرفر:

اتفاقاً دقیقا حق با شماست. مخاطب احتمالا احساس می‌کنه بهش حمله شده‌. واسۀ همین ما از مدل «اقماری» Hub and Spooke استفاده می‌کنیم. یعنی اصلی‌ترین مطالب و حرف‌های جدی می‌ره توی هاب. حرف‌های فرعی و صحبت‌های کمتر مهم (که در عین حال باید پارامترهای جذابیت محتوا رو هم داشته باشند) میرن توی اسپوک. اما مطالبی که توی اسپوک‌هاست با هم فرق دارند.

مثال: من تو توئیتر روزمرگی‌های کلی، ترندها و رویدادها رو پوشش می‌دم. و البته مابینش رشتو‌های «توسعۀ پایدار» می‌نویسم. در لینکدین، تجربیات کسب‌وکاری، تجربه نگاری و بک‌لینک به سایت هام. در اینستاگرام، محتوای ارزشمند و داستان‌سرایی. در سایت اصلی، توسعۀ پایدار و در باشگاه محتوا، استراتژی محتوا.

این‌ باعث میشه هر اسپوک مخاطب خاص خودشو داشته باشه که بعضی وقت‌ها به «هاب» هدایت می‌شه. تجربه نشون میده مخاطبی که از اسپوک کم‌کم به سمت هاب میاد، دیگه تو هاب ماندگار می‌شه. و یه چیزی رو هم اضافه کنم، آبشار محتوا به معنای پست کردن یک نوع محتوا در مدیوم‌های مختلف نیست. آبشار محتوا یعنی پست کردن قطعاتی از یک پازل در مدیوم‌های مختلف که در نهایت در محلی که ما قصد داریم مخاطب رو توش جمع کنیم (هاب) به سرانجام می‌رسه. از sms تا پست وبلاگ هر کدوم قطعات یه پازل هستند، بنابراین قرار نیست ما اصلا محتوای یکسان جایی پست کنیم.

آقای علی محمد افشار:

البته این به شرطی است که مخاطب این سیر انتشار محتوای شما رو کاملا دنبال کنه. نقدی که به مدل شما شاید بشه گرفت این که شاید مخاطب ب خاطر ناقص بودن محتوا در هر کدوم از سوشیال آن ها نتیجه گیری کنه ک صرفا هدف شما کشاندن مخاطبین به سایت است و هیچ ارزشی برای مخاطبین نمی خواهید ایجاد کنید.

نظر شما راجع به ایرادی که آقای افشار گرفتند چیست؟ برایمان همینجا بنویسید.

اینگونه با این مشارکت خیلی خوب موضوع هفته به پایان رسید.

تقدیمی از طرف وب سایت ایران کانتنت مارکتینگ

 

دیدگاه های بازدیدکنندگان

سعید محمدی ارانی 19 مهر 1397 - 21:39

جناب میرویسی سلام و عرض ادب
ممنون که اینجا هم ما رو دنبال می کنید

ادریس میرویسی 19 مهر 1397 - 21:02

می‌دونم الان شاید یکم دیر باشه برای ورود به این بحث،
ولی گفتم شاید این دوتا لینک از گری‌وی در تایید مدلی که جناب مشیرفر پیشنهاد می‌دن مفید باشن:
https://www.garyvaynerchuk.com/the-garyvee-content-strategy-how-to-grow-and-distribute-your-brands-social-media-content/
https://www.garyvaynerchuk.com/mindset/
شخصا خیلی از این دوتا نوشته کمک می‌گیرم.

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.