داستان سرایی در کسب و کار و بازاریابی محتوایی

داستان سرایی معجون معجزه آسایی که رونق و توسعه کسب و کار شما را تضمین می کند.

یک داستان سرایی واقعی و پرهیجان که می تواند زندگی حرفه‌ای و شخصی شما را دگرگون کند:

هیچگاه 9 فروردین ماه 1396 را فراموش نخواهم کرد. با توجه به اینکه من خیلی زود و در سن 20  سالگی ازدواج کرده بودم و زود هم بچه‌دار شدیم، همیشه این سوال همراه با ترس و اضطراب با من بود که،  آیا با توجه به اینکه من آدم شجاع و قدرتمندی نیستم، می‌توانم ستون محکمی برای خانواده ام باشم یا خیر؟ آیا می توانم در شرایط اضطراری از آنها محافظت کنم یا نه؟ ترس از یک آزمون بزرگ در چندین سال از زندگی مشترکمان همیشه با من بود. تا اینکه ....

تا اینکه در تاریخ 9 فروردین سال 1396 به همراه خانواده پسر خاله ام به شهر چلگرد استاد چهارمحال و بختیاری و به یکی از سرچشمه‌های کوهرنگ رفتیم. بعد از صرف نهار همسرم پیشنهاد داد برای اینکه عکس‌های خوبی بگیریم و بتوانیم مقدار آب از سرچشمه بنوشیم به پایین ترین قسمت آبشار که حدود 80 متر ارتفاع داشت برویم. همه با هم رفتیم کنار آبشار. حجم و فشار زیاد آب بسیار سرد که در رودخانه‌ای به عمق حدود 2 متر در جریان بود صحنه ای زیبا و بیادماندی داشت و مردم زیادی برای گرفتن عکس و فیلم آنجا جمع بودند. به همسرم توصیه کردم”وقتی می خواهید آب بنوشید مراقب باشید داخل رودخانه نیفتید”.

سعید محمدی

من سرگرم صحبت با پسرخاله و همسرش بودم که ناگهان صدای هیاهو ، جیغ و فریاد بسیاری زیادی بلند شد. نگاه کردم، همسر و دختر 5 ساله‌ام را دیدم که بر اثر لغزش روی سنگ‌های کنار رودخانه با هم به داخل رودخانه افتاده‌اند.

کار خوبی که همسرم کرده بود دخترم را با دست بالا نگه داشت بود تا به زیر آب نرود.  اما خودش کامل زیر آب بود و همراه جریان آب در حال حرکت بودند. ( از اینجا به بعد داستان را می توانید با صدای موزیک هیجان انگیز و تصویر آهسته تصور کنید.)

من بدون کوچکترین مکثی و بدون هیچگونه فکری تمام افرادی که سر راهم بودند را به کنار پرتاب می‌کردم و خودم را به رودخانه رساندم و داخل آب شیرجه زدم. سریع خودم را به همسرم رساندم و از زیر آب پاهایش را گرفتم، همان لحظه پاهای خودم بین سنگ‌های بزرگ کف رودخانه گیر کردند. همسرم را بالا نگه داشتم و او نیز دخترمان آوا را بالا نگه داشته بود. مردم به کمک ما آمدن، همسر و دخترم را بالا کشیدند. ترس و وحشت زیادی در آن زمان حاکم بود. من همچنان زیر آب بودم و پاهایم بین سنگ‌ها گیر کرده بود. با زحمت پاهایم را از دمپایی‌هایم که بین سنگها گیر کرده بودند، رها کردم و پاهایم آزاد شد و به سطح آب آمدم. دو گوشی هوشمند داخل جیبم که پر از آب شده بود را به پسر خاله ام دادم. لحظات سخت ‏، پر از استرس و ترس در آب‌های بسیار سرد ناشی از آب شدن برف‌های زمستانی بود. اما ...

اما من در حال پرواز بودم. انگار بال درآورده بودم، حسی که هرگز فراموشش نخواهم کرد.  به هیچ وجه سرما را احساس نمی کردم. من توانسته بودم از همسر و فرزندم محافظت کنم. پاسخ سال‌ها استرس و اضطرابم را گرفته بودم. من تغییر کرده بودم.

ایران کانتنت مارکتینگ

داستان سرایی در محتوا چگونه باعث ایجاد اعتماد در مخاطب می‌شود؟

در ایران کانتنت مارکتینگ ، ما هر کاری که می کنیم و هر داستانی را که برای زندگیمان می‌سراییم به تغییر وضعیت موجود باور داریم. باور داریم که می‌توان داستان‌های جدیدی سرایید.

ما بازاریابی محتوایی را به صورت داستان سرایی در برند، برای کسانی تعریف می‌کنیم که می‌خواهند، داستان برندهای مختلف را بشنوند و یاد بگیرند که چگونه داستان برند خود را بسرایند تا دیگران را جذب خود کنند.

ما دقیقا می‌خواهیم بر افراد و کسب و کارهایی اثر بگذاریم که به دنبال اثبات صلاحیت های واقعی و ادراکی خود هستند و به داستان برندشان اعتقاد دارند. به آنها یاد می دهیم که چگونه با داستان سرایی در کسب و کار شان متحول شوند. مخاطبین ما کسانی هستند که می‌خواهند با کمک داستان سرایی در برنامه بازاریابی محتوایی خود ، کسب و کارشان را متحول کنند.

این باور ما است که 100% هر کسی داستان خودشو داره! داستانی که آنها را از دیگران متفاوت می‌کند و ما متفاوت فکر می کنیم و کمک می کنیم تا شما هم داستان متفاوت و زیبای برند کسب و کارتان را بسرایید.

بازاریابی محتوا با طعم داستان سرایی، داستان‌های فعلی را به چالش می‌کشد. بازاریابی محتوایی با استفاده از ابزار و بازوی قدرتمند داستان سرایی ناامیدهای و شکست های کسب و کار را به  امید تبدیل می کند. ایجاد پیوند‌های عمیق و عاطفی محکم که منجر به ایجاد و اثبات صلاحیت کسب و کار می‌شود، نتیجه داستان سرایی برند و داستان سرایی در کسب و کار است و اکنون این یک باور جهانی و بین‌المللی است.

داستان سرایی در کسب و کار یگانه ابزار پرقدرت و تضمین شده دنیای وحشی وب است که اکنون وجود دارد. این استراتژی، کسب و کارها را به هم و به مشتریانشان پیوند می‌دهد. این ابزار کمک می‌کند ارتباط محکمی بین برند و مشتریان ایجاد شود و ما آمده‌ایم که کمک کنیم این اتفاق زیبا هم برای خودمان و هم برای مشتریانمان بیفتد.

در ایران کانتنت مارکتینگ قصد داریم مرجع مطمئن برای کسانی باشیم که می‌خواهند بازاریابی محتوایی را با روح داستان سرایی در کسب و کار خود پیاده کنند تا از این طریق بتوانند داستان‌ های زیبای کسب و کار خود را بنویسند.

باور قلبی ما و اعتقاد ما این است که باید در زندگی شخصی و حرفه‌ای مخاطبینمان تاثیر بگذاریم و تغییر ایجاد کنیم تا زندگی زیباتر رقم بخورد. ما با کمک هم داستان های شما را راهبری خواهیم کرد تا پیوندهای عمیقی بین کسب و کار و مشتریانتان ایجاد کنید.

داستان سرایی در بازاریابی محتوا

 برای داشتن یک داستان عالی از برند خود بایستی به چرایی وجودمان بیاندیشیم و با عمل واقعی به باورهایمان، بر روی زندگی و کسب و کار مخاطبینمان تاثیر بگذاریم. با این کار باعث شکل‌دهی ارتباطات عمیق و عاطفی با مخاطبین هدف خود می‌شویم و این گونه است که ما داستان‌های عالی و اثربخشی برای موفقیت برندمان می‌سراییم.

 قدرت باور نکردنی داستان سرایی در بازاریابی محتوایی موضوعی نیست که بتوان به سادگی و سهل‌انگارانه از آن گذشت.

باور استفاده از داستان سرایی در بازاریابی محتوایی مختص به ایران کانتنت مارکتینگ نیست. ادبیات استفاده از داستان سرایی در کسب و کار حدود 40 سال است که در دنیا مطرح شده است. بزرگان بازاریابی محتوایی چه در داخل ایران از جمله استاد سجاد بهجتی، آقای نیما شفیع زاه  و آقای عادل طالبی و چه در خارج از ایران از جمله آقای جو پولیتزی و خانم گابریل دولان که جزء مرجع‌ها و رفرنس‌های بازاریابی محتوایی جهانی هستند به این موضوع کاملا باور داشته و آن را اذعان کرده‌اند.

ما مدعی قهرمانی در داستان سرایی کسب و کار نیستیم، بلکه در حال یادگیری اصول و قواعد استفاده از داستان سرایی در بازاریابی محتوایی هستیم و دانش و تجربه خود در این حوزه را با جان و دل در اختیار علاقه‌مندان و کسانی که به قدرت داستان سرایی باور دارند، انتقال می‌دهیم تا زندگی جذاب‌تر و پرهیجان‌تری برای مخاطبین خود بسازند.

داستان سرایی

داستان سرایی چگونه به ایجاد صلاحیت‌های ادارکی در کسب و کار شما کمک می‌کند؟

آن کسب و کاری خوش‌بخت است که مشتریان سینه چاک و قصم خورده به دست بیاورد. کسانی که در همه جا از محصولات و خدماتشان دفاع کنند. این مشتریان زمانی به دست می آیند که اول خودشان به آن کسب و کار اعتماد کرده باشند.  

برای اینکه بتوانیم اعتماد مخاطبینمان را جلب کنیم، باید ابتدا صلاحیت کسب و کارمان در باور آنها تایید شود.  

آیا ما کسب و کار با صلاحیتی از منظر مخاطبین هستیم؟ سوال بسیار مهم و چالش برانگیزی است. اما ...

اما این مژده را به شما می‌دهیم که تهیه پاسخ این سوال کار چندان پیچیده و  دشواری نیست.

صلاحیت دو بُعد دارد. بُعد صلاحیت واقعی و بُعد صلاحیت ادراکی. در صلاحیت واقعی ما به دنبال اثبات قابلیت‌ها، توانمندی‌ها و اعتبارهای رسمی و اثبات شده خود به مخاطبین هستیم و در صلاحیت ادراکی آنچه اتفاق می افتد این است که، مخاطبین با توجه به اطلاعات، آگاهی، دانش و تجربه ای که ما در اختیار آنها قرار می دهیم، برداشت و درکی از میزان صلاحیت ما خواهند داشت. برای درک بهتر این مطلب آن را با مثالی توضیح می دهیم.

فرض کنیم آقای دکتر فلانی یک پزشک طب سنتی قدرتمند است که دارای درجه پرفسوری از دانشگاه‌های معتبر است و در خصوص طب سنتی بخصوص انواع دم نوش‌ها و خواص آنها صاحب سبک و نظریه است. او کتابهای مختلفی در این حوزه ترجمه و تالیف کرده و ده‌ها عنوان مقاله در این خصوص دارد. او دارای صلاحیت‌های واقعی است. مدرک دانشگاهی، تاییدیه دانشگاه‌های معتبر، ترجمه و تالیف کتاب‌های مختلف و نوشتن ده‌ها عنوان مقاله در خصوص خواص و تاثیرات دم نوش‌های گیاهی. اما این دانش و آگاهی او در اتاق خودش و نهایتا در کتابخانه دانشگاه محل تدریس او بایگانی شده و مورد استفاده قرار می گیرد. عموم جامعه و بخصوص کسانی که به دنبال گیاهان دارویی هستند، شناخت چندانی از آقای دکتر فلانی ندارند و لذا درکی هم از میزان صلاحیت او وجود ندارد. متاسفیم آقای فلانی.

در عوض آقای بهمانی را داریم که دانشجوی رشته گیاه شناسی است و به حوزه دم نوش‌های گیاهی علاقه‌مند است. او یک وب سایت راه اندازی کرده و از مقالات و کتاب‌های معتبر در حوزه دم نوش‌های گیاهی مطلب در وب سایت خود می گذارد. از استفاده دم نوش‌های گیاهی در شرق آسیا، غرب آسیا و آفریقا می نویسد و با کسانی که در این حوزه فعالیت می کنند مصاحبه کرده و آنها را در وب سایت خود منتشر می کند. آقای بهمانی حتی در مقالات خود با رعایت اصول کپی رایت ( حق مالکیت معنوی ) از مقالات پرفسور فلانی استفاده کرده و مخاطبین خوبی را جذب کرده است. (باز هم متاسفیم آقای دکتر فلانی که خودت از این فرصت استفاده نکردی).

ناگهان در یکی از قسمت های برنامه تلویزیونی دورهمی آقای مهران مدیری از آقای فردوسی پور در خصوص علاقه‌مندی های او سوال می کند و آقای فردوسی پور که جامعه هدف زیادی ایشان را دنبال می‌کنند، پاسخ می دهد که استفاده از انواع دم نوش های گیاهی علاوه بر اینکه مورد علاقه او است در حفظ سلامتی و موفقیت او تاثیر گذار بوده است.

و در این لحظه ملت همیشه در صحنه شروع به جستجو درخصوص انواع دم نوش های گیاهی ، خواص و اثرات آنها می کنند و وب سایت آقای دانشجو بهمانی که در گوگل در رتبه اول در کلمه کلیدی خواص دم نوش های گیاهی است، نمایان می شود و کاسبی آقای دانشجو بهمانی با گرفتن تبلیغات مختلف برای وب سایتش و راه اندازی یک کسب و کار پر رونق در حوزه فروش دم نوش های گیاهی حسابی سکه می‌شود. باز هم متاسفیم آقای دکتر فلانی!

آقای بهمانی صلاحیت ادراکی خوبی در ذهن ایجاد کرده است. او با ارائه آگاهی های درست و معتبر در وب سایتش و نوشتن داستان های مختلف در خصوص خواص انواع دم نوشها قدرت تصمیم گیری مخاطبین خود را بالا برده است و مردم با مراجعه به وب سایت او و ارائه تجربه های خود در این خصوص ارتباط احساسی قوی با سایت آقای بهمانی  ایجاد کرده اند.

 درگیر کردن احساسات مخاطبین و کسب صلاحیت ادراکی آنها رمز موفقیت است که در دل داستان سرایی در بازاریابی محتوایی نهفته است. کاری که آقای دانشجو بهمانی به خوبی آن را انجام داد. آقای دکتر فلانی با وجود اینکه باز هم برایتان متاسف هستیم اما این نوید را می دهیم که شما هم می توانید این صلاحیت ادراکی را با داستان سرایی خیلی سریع بدست بیاورید، چرا که صلاحیت واقعی شما بسیار پررنگ‌تر از آقای دانشجو بهمانی است.

داستان سرایی در کسب و کار

داستان سرایی چگونه با ویژگی‌های جذاب خود، مخاطبین را ترغیب به رفتار می‌کند؟

یکی از ویژگی‌های جذاب داستان سرایی این است که سه وجه گذشته نگر، پیوند به حال و آینده نگر دارد. در وجه گذشته نگر شما با تعریف داستان‌های جذاب برند خود علاوه بر اینکه با ارائه اطلاعات و آگاهی‌های معتبر قدرت تصمیم گیری مخاطبین را افزایش می‌دهید، احساسات مخاطبین خود را نیز درگیر داستان کسب و کارتان می نماید و آنها را سرگرم می کنید. این وجه گذشته نگر که وجه درگیری احساسی با مخاطب است، تاثیر بسزایی در ایجاد صلاحیت ادراکی برند شما در نظر مخاطبین دارد.

وجه دوم یعنی پیوند به حال، در نتیجه گیری داستان تعریف شده مخفی است و در واقع همان پیام اصلی است که شما از داستان انتظار دارید. به عنوان مثال داستانی که در ابتدای این مقاله تعریف کردم، ابتدا یک داستان گذشته نگر و تعریف یک خاطره است ، خاطره ای که پیام آن این است که من با استفاده از ابزارهای توسعه فردی و سراییدن داستان‌های خودم توانسته ام تغییری در خود ایجاد کنم.  در واقع این پیام داستان است که بخش گذشته نگر داستان را به زمان حال پیوند می‌دهد.  هنگامي كه مخاطبان داستان‌ها را مي‌شنوند، مي‌خوانند يا مي‌بينند، به درون داستان كشيده مي شوند و معناي احساس ها و عواطفي را كه شخصيت هاي داستان حس مي كنند، مي فهمند. اين امر سبب مي‌شود كه در برخورد با شرايط مشابه و قرارگرفتن در وضعيت‌هايي كه پيش تر نمايي از آن را در داستاني شنيده، ديده يا خوانده‌اند، اقدامي اثربخش‌تر انجام دهند؛ اقدامي كه نتيجة تفكر و بازانديشي آنها براساس پيامي است كه پيش تر از داستان ياد گرفته‌اند.

داستان سرایی در محتوا

در وجه سوم یعنی آینده نگر، داستان‌های شما به مخاطبینتان انگیزه و الهام می‌دهد و آنها برانگیخته شده و ترغیب به انجام رفتار و اقدامی می شوند که شما برایشان طرح‌ریزی کرده‌اید. الهام بخشی خاصیت داستان‌ها است. الهام بخشی باعث ایجاد پیوند میان شما و مخاطبینی می‌شود که تا پیش از این ناامید یا مردد در تصمیم‌گیری بوده‌اند. شما با تعریف داستان‌هایتان در اصل در حال رهبری کردن مخاطبین  و ایجاد تغییر و ترغیب به رفتار جدید در آنها هستید.

بر این اساس صاحبان با ذکاوت کسب وکارهای کنونی، خود را ملزم به استفاده از ابزار داستان سرایی در کسب و کارشان می‌دانند. آنها مي توانند به كمك داستان سرایی شایستگی‌های برند را در صنعت خود به چالش کشیده و از این طریق اشتیاق و انگیزه لازم برای همراهی را در مخاطبینشان به وجود بیاورند.

100% هرکسی داستان خودشو داره!

دیدگاه های بازدیدکنندگان

سعید محمدی ارانی 24 خرداد 1397 - 18:06

جناب آقای حیدری بزرگوار سلام و عرض ادب
ممنون از ابراز محبتتون. برای بنده هم باعث افتخار است که در کنار مجموعه بزرگ هدایای تبلیغاتی صدرا https://sadra-int.com/ هستم.

محمد رضا حيدرى بيان 24 خرداد 1397 - 11:50 وبگاه

با سلام خدمت جناب استاد محمدى عزيز
باز هم مثل هميشه عالى👍
خوشحاليم كه از وجود و رهنمودهاى شما در مجموعه صدرا بهره مند هستيم

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.